تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
( 1 ) پدرم تا هنگامى كه مرد بر عمر رحمت مىآورد . [ 1 ] واقدى از عبد الله بن يزيد ، از سلمة بن ابى سلمة بن عبد الرحمن بن عوف نقل مىكند كه * چون ابو بكر ، خالد بن سعيد را عزل كرد يزيد بن ابو سفيان را بر سپاه خود گماشت و پرچم را به او سپرد . واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم بن حارث ، از پدرش نقل مىكند * چون ابو بكر خالد بن سعيد را عزل كرد ، خالد در مورد شرحبيل بن حسنة [ 2 ] به ابو بكر سفارش كرد و او يكى از فرماندهان بود . ابو بكر به شرحبيل گفت : مواظب خالد بن سعيد باش و حرمت او را نگه دار و حق او را آن چنان بگزار كه اگر او فرمانده مىبود دوست مىداشتى حق تو را آن چنان بگزارد و تو ارزش و مكانت او را در اسلام مىشناسى و پيامبر ( ص ) هنگامى كه رحلت فرمودند خالد از سوى ايشان ولايتدار بود . من هم نخست او را فرمانده ساختم و سپس مصلحت ديدم او را عزل كنم و شايد اين عزل براى دين او بهتر باشد . خودم هرگز بر امارت و فرماندهى غبطه نخورده‌ام ، من او را مختار كردم كه يكى از فرماندهان را براى فرماندهى اين سپاه برگزيند و او تو را برگزيد و بر ديگران و بر پسر عموى خود ترجيح داد . چون كارى پيش آمد كه نيازمند رأى اشخاص خيرخواه و پرهيزگار شدى ، نخست با ابو عبيدة بن جراح و سپس با معاذ بن جبل و سپس با خالد مشورت كن كه نزد ايشان خيرخواهى و نصيحت خواهى يافت ، و از استبداد رأى بر حذر باش و رأى ايشان را بپذير و مبادا كه هيچ خبرى را از ايشان پوشيده دارى . واقدى مىگويد : به موسى بن محمد گفتم منظور ابو بكر از اينكه به شرحبيل گفته است خالد بن سعيد تو را بر غير تو برگزيده است چيست ؟ گفت : پدرم برايم نقل كرد كه چون ابو بكر ، خالد بن سعيد را عزل كرد براى او نوشت كدام يك از اين فرماندهان را بهتر مىدانى ؟ در پاسخ نوشت فرماندهى پسر عمويم از لحاظ قرابت و خويشاوندى او براى من بهتر است ، ولى فرماندهى شرحبيل از اين جهت كه برادر دينى من است و از لحاظ مصلحت دينى ، بهتر است . شرحبيل برادر دينى من است و به روزگار رسول خدا مرا براى پيروزى بر پسر عمويم يارى داده است و بهتر مىدانم كه فرماندهى بر عهدهء شرحبيل بن حسنه باشد .
هامش
[ 1 ] . ملاحظه مىفرماييد كه اين كينه‌توزيها با تعاليم اسلامى سازگار نيست و نمىتوان براى آن محملى پيدا كرد - م . [ 2 ] . شرحبيل بن حسنة ، حسنه نام مادر اوست ، از اصحاب رسول خداست و در دورهء حكومت ابو بكر و عمر گاه فرماندهى سپاه را بر عهده داشت و در نواحى شام فرماندارى مىكرد . ر ك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 2 ، ص 391 - م .