( 1 ) بهتر و دوست داشتنىتر از زندگى و توقف ميان اين از دين برگشتگان است ، و در مزرعهء خود كه در ظريبه [ 1 ] و حدود طائف است گوشهنشين شد . پسرش عمرو بن سعيد بر آيين او بود و پدر او را دوست مىداشت و شيفتهاش بود .
واقدى مىگويد مغيرة بن عبد الرحمن حزامى برايم نقل كرد * سعيد ( ابو احيحة ) اين دو بيت را سرود كه مضمونش چنين است :
« اى عمرو كاش مىدانستم كه چون جوانى برومند شوى و دستهايت استوار و مسلح شود آيا كار اين قوم را رها مىكنى كه در آن غمها و اندوههاست يا خشم و كينهاى را كه در سينه آشكار است مىگشايى . [ 2 ] »
واقدى سپس دنبالهء سخن عبد الحكيم را چنين نقل مىكند كه چون ابو احيحه به مزرعهء خود در ظريبه رفت ، عمرو بن سعيد هم مسلمان شد و به حبشه هجرت كرد و به برادر پيوست .
واقدى از جعفر بن محمد بن خالد ، از محمد بن عبد الله بن عمرو بن عثمان نقل مىكند كه مىگفته است * عمرو بن سعيد اندكى پس از مسلمان شدن برادرش خالد مسلمان شد و او هم در هجرت دوم به حبشه همراه همسرش فاطمه دختر صفوان بن امية بن محرث بن شقّ بن رقبة بن مخدج كنانى به آن سرزمين رفت . محمد بن اسحاق هم نام و نسب اين بانو را همين گونه آورده است .
واقدى از جعفر بن محمد بن خالد ، از ابراهيم بن عقبه ، از ام خالد دختر خالد بن سعيد نقل مىكند كه مىگفته است * عمويم عمرو بن سعيد دو سال پس از رفتن پدرم به حبشه در حبشه به ما ملحق شد و همان جا بود تا آنكه در سال هفتم هجرت همراه ياران با دو كشتى از حبشه بازگشتند و در خيبر به حضور پيامبر رسيدند . عمرو بن سعيد سپس همراه پيامبر ( ص ) در جنگهاى فتح مكه و حنين و طائف و تبوك شركت كرد و چون مسلمانان به سوى شام رفتند عمرو بن سعيد هم همراه لشكر مسلمانان رفت و در جنگ اجنادين شهيد شد و آن جنگ به روزگار حكومت ابو بكر در جمادى الاولى سال سيزدهم هجرت بود و فرمانده مردم عمرو بن عاص بود .
هامش
[ 1 ] . ياقوت در معجم البلدان ، ج 6 ، ص 85 ، همين قدر گفته كه ظريبه از نواحى طائف است و اشعار ديگرى از ابان بن سعيد و برادرش خالد نقل كرده است - م .
[ 2 ] .الا ليت شعرى عنك يا عمرو سائلا * اذا شبّ و اشتدّت يداه و سلّحا
أ تترك امر القوم فيه بلابل * و تكشف غيظا كان فى الصدر موجحا