تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
( 1 ) زكات و صدقات قبيلهء مذحج بود . [ 1 ] واقدى از جعفر بن محمد ، از خالد بن زبير بن عوّام ، از ابراهيم بن عقبه ، از ام خالد دختر خالد بن سعيد نقل مىكند كه مىگفته است * خالد همراه زنش همينة دختر خلف بن اسعد خزاعى به حبشه هجرت كرد و همان جا سعيد و ام خالد كه همان امة است متولد شدند و امه همسر زبير بن عوام است . ابو معشر هم همين گونه مىگويد . ولى موسى بن عقبه و محمد بن اسحاق نام همينة را امينة نوشته‌اند . محمد بن عمر واقدى از جعفر بن محمد بن خالد بن زبير بن عوام ، از ابراهيم بن عقبه نقل مىكند كه مىگفته است از ام خالد دختر خالد بن سعيد شنيدم كه مىگفت * پدرم پس از اينكه براى حكومت با ابو بكر بيعت شده بود به مدينه آمد ، و به على و عثمان گفت : آيا شما فرزندان عبد مناف راضى شديد كه كس ديگرى غير از شما به حكومت برسد ؟ و عمر اين سخن او را براى ابو بكر نقل كرد . ابو بكر چيزى در دل نگرفت ، ولى عمر آن سخن را در دل گرفت و نسبت به خالد بدبين بود . گويد ، خالد همچنان سه ماه در مدينه بود و با ابو بكر بيعت نكرده بود تا آنكه ابو بكر از كنار خانهء خالد عبور و به خالد سلام كرد . خالد گفت : آيا دوست دارى كه با تو بيعت كنم ؟ ابو بكر گفت : دوست دارم تو هم چيزى را بپذيرى كه مسلمانان پذيرفته‌اند . خالد گفت : امشب خواهم آمد و با تو بيعت خواهم كرد و آن شب در حالى كه ابو بكر بر منبر نشسته بود ، خالد آمد و با او بيعت كرد و ابو بكر دربارهء او نيك‌انديش بود و او را حرمت مىداشت ، و چون ابو بكر لشكرهايى به شام گسيل داشت او را به فرماندهى گماشت و براى او پرچمى بسته شد و پرچم را به خانهء خالد بن سعيد آوردند . عمر با ابو بكر سخن گفت كه تو خالد را كه آن سخن را گفته است به فرماندهى مىگمارى ؟ و چندان پا فشارى كرد كه ابو بكر ابو ارواى دوسى را به خانهء خالد فرستاد و گفت : به او بگو خليفهء رسول خدا به تو مىگويد پرچم ما را برگردان . خالد پرچم را بيرون آورد و به ابو ارواى داد و گفت : به خدا سوگند نه انتصاب شما مرا خشنود كرد و نه عزل شما ناراحت ، همانا كسى كه قابل سرزنش و نكوهيده است غير از توست . گويد ، هماندم ابو بكر پيش پدرم آمد و پوزش خواهى كرد و او را سوگند داد كه دربارهء عمر سخنى نگويد و به خدا سوگند
هامش
[ 1 ] . از قبايل بزرگ عرب و ساكن نواحى يمن ، نام اصلى مذحج ، مالك بن ادد است . براى اطلاع بيشتر ر ك : ابن جزم ، جمهرة انساب العرب ، ص 476 - م .