( 1 ) بميران » بود و من در آن شب به دست خودم هفت تن از خانوادههاى مختلف را كشتم .
حماد بن مسعدة از يزيد بن ابى عبيد ، از سلمة بن اكوع نقل مىكند كه مىگفته است * در هفت جنگ همراه پيامبر ( ص ) شركت كردم . يزيد مىگويد : سلمه جنگهاى حديبيه و خيبر و حنين و قرد را نام برد كه به ياد دارم و بقيه را فراموش كردهام .
ضحاك بن مخلد از يزيد بن ابى عبيد ، از سلمة بن اكوع نقل مىكند كه مىگفته است * براى رفتن به غابة از مدينه بيرون آمدم . يكى از غلامان عبد الرحمان بن عوف را ديدم و شنيدم مىگويد : شتران شيرى پيامبر ( ص ) را به غارت بردند . پرسيدم چه كسى به غارت بود ؟
گفت : گروهى از غطفان . من شتابان حركت كردم و بانگ براى كمك برداشتم و انعكاس صداى خود را از ميان دو دره مىشنيدم و همچنان به راه خود ادامه دادم تا توانستم شتران را از ايشان پس بگيرم . در اين هنگام پيامبر ( ص ) همراه مردم رسيدند . گفتم : اى رسول خدا آنان سخت تشنهاند پيش از آنكه به لب خود آبى برسانند آنان را دريابيم . فرمودند : اى پسر اكوع قدرت يافتى گذشت كن . آنان هم اكنون در قبيلهء غطفان ميهماناند . سلمة بن اكوع مىگويد : پيامبر ( ص ) مرا پشت سر خويش بر مركب خود سوار فرمودند . [ 1 ]
ضحاك بن مخلد از يزيد بن ابى عبيد نقل مىكند كه سلمة بن اكوع مىگفته است * روز حديبيه زير آن درخت با پيامبر ( ص ) بيعت كردم و كنارى رفتم و چون ازدحام مردم كاسته شد ، پيامبر به من فرمودند : اى سلمه چرا بيعت نمىكنى ؟ گفتم : اى رسول خدا من بيعت كردم . فرمودند : باز هم بيعت كن و من بيعت كردم . يزيد مىگويد ، به سلمه گفتم : اى ابو مسلم به چه چيزى بيعت كرديد ؟ گفت : تا پاى مرگ . محمد بن عمر واقدى مىگويد : از كسى شنيدم كه مىگفت كنيهء سلمه ، ابو اياس بوده است .
ابو الوليد هشام طيالسى از عكرمة بن عامر ، از اياس بن سلمه ، از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * همراه پيامبر ( ص ) به حديبيه آمديم و سپس به مدينه بازگشتيم .
پيامبر فرمودند : امروز بهترين سوارهء ما ابو قتاده و بهترين پيادهء ما سلمه بودند و پيامبر ( ص ) به من دو سهم از غنايم دادند هم سهم سواران و هم سهم پيادگان .
محمد بن ربيعه كلابى از ابى العميس ، از اياس بن سلمة ابن اكوع ، از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * مردى از پيش پيامبر ( ص ) برخاست و رفت و معلوم شد جاسوس
هامش
[ 1 ] . براى اطلاع بيشتر از جنگ غابه ، ر ك : مغازى ، چاپ مارسدن جونس ، قاهره ، 1966 ، ص 37 - م .