تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
( 1 ) خدا ( ص ) باز هم هجرت كرد و اين سخن را سه بار تكرار كرد و سپس گفت : از پيامبر ( ص ) شنيدم ، فرمود : خوشا به حال آن كس كه ايشان را بكشد يا به دست آنان كشته شود . محمد بن عمر واقدى مىگويد : عبد الله بن ابى اوفى تا هنگام رحلت پيامبر ( ص ) در مدينه بود و پس از آن هنگامى كه مسلمانان به كوفه رفتند و آنجا ساكن شدند او هم به كوفه رفت و همان جا ساكن شد و براى خود در محلهء اسلم خانه‌اى ساخت . او به بصره هم رفته بود و به سال هشتاد و شش در كوفه درگذشت . محمد بن عمر واقدى از خليد بن دعلج ، از قتاده ، از حسن بصرى نقل مىكند * عبد الله بن ابى اوفى آخرين كس از اصحاب مقيم كوفه است كه در آن شهر درگذشته است . مسلم بن ابراهيم از محمد بن اعين ابو العلانيه مرئى نقل مىكند كه مىگفته است * در كوفه بودم عبد الله بن ابى اوفى را ديدم كه از مسجد رماده كوفه محرم شد و شروع به تلبيه گفتن كرد .

اكوع

نام و نسبش چنين است : سنان بن عبد الله بن قشير بن خزيمة بن مالك بن سلامان بن اسلم بن افصى . او و دو پسرش عامر و سلمه از دير باز مسلمان شدند و همگى از اصحاب رسول خدايند .

عامر بن اكوع

عامر شعر مىسرود و شاعر بود . فضل بن دكين از ربيع بن ابى صالح ، از مجزأة بن زاهر نقل مىكند كه مىگفته است * روز جنگ خيبر عامر بن اكوع مردى از مشركان را زد و كشت و خودش هم با شمشيرش مجروح شد و گفت : اى واى خودكشى نكرده باشم . چون اين خبر به اطلاع پيامبر ( ص ) رسيد ، فرمودند : براى او دو پاداش است . محمد بن عمر واقدى از قول محمد بن عبد الله و موسى بن محمد بن ابراهيم و عبد الله