تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
( 1 ) مشركان بوده است . پيامبر فرمودند : هر كس او را بكشد جامه و سلاحش از او خواهد بود . من به او رسيدم و كشتمش و پيامبر ( ص ) جامه و سلاح او را به من بخشيدند . حماد بن مسعدة از يزيد بن ابى عبيد ، از سلمة بن اكوع نقل مىكند * براى صحرانشينى از پيامبر اجازه خواسته است و به او اجازه فرموده‌اند . سعيد بن منصور از عكاف بن خالد ، از عبد الرحمان بن زيد عراقى نقل مىكند كه مىگفته است * سلمة بن اكوع در ربذه پيش من آمد ، دستش را به ما نشان داد كه همچون كف پاى شتر ضخيم بود و گفت : با همين دستم با پيامبر ( ص ) بيعت كرده‌ام ، دستش را در دست گرفتيم و بوسيديم . يعلى بن حارث محاربى كوفى از قول پدرش ، از اياس بن سلمة بن اكوع ، از پدرش نقل مىكند * از اصحاب شجره بوده است ، يعنى در حديبية حضور داشته است و زير درخت بيعت كرده است و دربارهء آن اين آيهء قرآن نازل شده است : « به تحقيق كه خداوند راضى و خشنود شد از مؤمنان هنگامى كه زير آن درخت با تو بيعت كردند . [ 1 ] » محمد بن عمر واقدى از موسى بن عبيدة ، از اياس بن سلمه بن اكوع نقل مىكند كه پدرش مىگفته است * موضوع حديبية در ذى قعدهء سال ششم هجرت بوده و شمار ما هزار و ششصد تن بوده است و پيامبر ( ص ) شتر ابو جهل را در آن قربانى فرمودند . حماد بن مسعده از يزيد بن ابى عبيد ، از سلمة بن اكوع نقل مىكند كه مىگفته است * هيچ كس از او چيزى در راه خدا نمىخواسته است ، مگر اينكه به او مىبخشيده است و خودش اين كار را خوش نمىداشته و مىگفته است اين با زور گرفتن است . صفوان بن عيسى بصرى از يزيد بن ابى عبيد نقل مىكند * چون از سلمة در راه خدا و با سوگند به آبروى خدا چيزى مىخواستند ، در عين حال كه اف مىگفت مىداد و مىگفت : كسى كه در قبال درخواست با آبروى خدا چيزى ندهد در قبال چه چيزى بايد بدهد ، و مىگفت : اين كار با زور و رود دربايستى گرفتن است . حماد بن مسعدة از يزيد بن ابى عبيد نقل مىكند * سلمه همواره در مسجد النبى به جايى مىرفت كه به قحف معروف است و در آن تسبيح مىگفت و متذكر مىشد كه پيامبر ( ص ) بسيار آن جا مىرفتند و آن فاصله‌اى ميان منبر و ديوار قبلهء مسجد است و
هامش
[ 1 ] . آيهء 18 سورهء چهل و هشتم - الفتح - م .