تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
( 1 ) نام پدرش را عبد الله گفته‌اند . برخى هم دنبالهء نسب او را چنين آورده‌اند : ابن عبيد الله بن حارث بن حبال بن ربيعة بن دعبل بن انس بن خزيمة بن مالك بن سلامان بن اسلم بن افصى و بعد هم نسب او را تا دعبل البيت رسانده‌اند . او از دير باز اسلام آورده و در فتح مكه همراه پيامبر ( ص ) بوده است . حجاج بن نصير بصرى از شداد بن سعيد ، از ابو الوازع ، از ابو برزة نقل مىكند كه مىگفته است * روز فتح مكه شنيدم پيامبر فرمودند : همهء مردم در امان‌اند غير از عبد الله بن خطل و اين زن تبهكار بنانة . ابو برزه مىگويد : من عبد الله بن خطل را در حالى كه خود را از پرده‌هاى كعبه آويخته بود كشتم . واقدى مىگويد : عبد الله بن خطل از خاندان ادرم بن تيم بن غالب بن فهر بوده است . حجاج بن نصير از شداد بن سعيد راسبى ، از ابو الوازع يعنى جابر بن عمرو ، از ابو برزه اسلمى نقل مىكند كه مىگفته است * به پيامبر ( ص ) گفتم : دستور فرماييد كارى انجام دهم . فرمودند : آنچه را در راهها موجب آزار است بر طرف كن و اين براى تو چون صدقه دادن است . محمد بن عمر واقدى مىگويد : ابو برزة تا هنگام رحلت پيامبر ( ص ) همراه ايشان در جنگها شركت مىكرد و پس از رحلت آن حضرت هنگامى كه مسلمانان در بصره فرمود آمدند و آنجا ساكن شدند او هم به بصره آمد و براى خود در آن شهر خانه‌اى ساخت و اعقاب او در آن شهر هنوز باقى هستند ، سپس براى جهاد به خراسان رفت و همان جا درگذشت . احمد بن عبد الله بن يونس از معافى بن عمران ، از حسن بن حكيم ، از قول مادرش نقل مىكند كه مىگفته است * هر چاشتگاه و شامگاه ديگى آكنده از تريد براى بيوه زنان و يتيمان و بينوايان داشت . مسلم بن ابراهيم از مبارك بن فضاله ، از سيار بن سلامه نقل مىكند كه مىگفته است * ابو برزه را با موى سر و ريش سپيد ديدم . فضل بن دكين از همام بن يحيى ، از ثابت بنانى نقل مىكند * ابو برزه لباس موئين و پشمينه مىپوشيد ، مردى به او گفت : برادرت عائذ بن عمرو جامهء خز مىپوشد و از پوشيدن جامه‌اى چون جامهء تو روىگردان است . ابو برزه به آن مرد گفت : اى واى بر تو چه كسى به خوبى عائذ است هيچ كس چون او نيست . همان مرد سپس پيش عائذ آمد و گفت : برادرت