( 1 ) ابو برزه پشمينه مىپوشد و از جامهء تو روى گردان است . عائذ گفت : اى واى بر تو چه كسى به خوبى ابو برزه است هيچ كس چون او نيست . و چون يكى از آن دو درگذشت وصيت كرد كه ديگرى بر او نماز بگزارد .
عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ثابت بنانى نقل مىكند كه مىگفته است * عائذ بن عمرو معمولًا جامهء خز مىپوشيد و بر اسب سوار مىشد ، و ابو برزه معمولًا جامهء خز نمىپوشيد و بر اسب هم سوار نمىشد ، دو جامهء رنگ كرده با خاك و گل سرخ مىپوشيد .
مردى خواست ميان ايشان سخنچينى كند ، پيش عائذ بن عمرو آمد و گفت : مگر نمىبينى ابو برزه از پوشيدن لباسهايى چون لباس تو خوددارى مىكند و نه جامهء خز مىپوشد و نه بر اسب سوار مىشود ؟ عائذ گفت : خداوند ابو برزه را رحمت فرمايد چه كسى ميان ما چون اوست ؟ سپس پيش ابو برزه رفت و گفت : مگر نمىبينى كه عائذ از پوشيدن لباسهايى چون لباس تو و كارهاى تو روى گردان است ، سوار بر اسب مىشود و جامهء خز مىپوشد . ابو برزه گفت : خداوند عائذ را رحمت كند چه كسى ميان ما چون اوست .
حفص بن عمر حوضى از منذر بن ثعلبه ، از عبد الله بن بريده نقل مىكند * عبيد الله بن زياد پرسيد چه كسى دربارهء حوض كوثر به ما خبر مىدهد ؟ گفته شد ابو برزه كه از اصحاب رسول خدا ( ص ) است اين جا حاضر است . ابو برزه مردى فربه و تنومند بود ، همين كه ابن زياد او را ديد گفت : اين مرد محمدى شما كوته قامت و گوژپشت است . ابو برزه خشمگين شد و گفت : خدا را سپاس كه نمردم تا آنكه در مورد صحابى بودن خود با پيامبر ( ص ) سرزنش شدم و همچنان خشمگين پيش آمد و بر سرير ابن زياد نشست و عبيد الله در مورد حوض از او پرسيد . گفت : آرى صحيح است و هر كس آن را تكذيب كند خداوند او را كنار آن نمىرساند و از آن به او نمىآشاماند و همچنان خشمگين برگشت .
محمد بن عبد الله انصارى از عوف ، از ابو المنهال سيار بن سلامة نقل مىكند * چون ابن زياد را از كوفه بيرون كردند و ابن مروان در شام و ابن زبير در مكه و كسانى كه معروف به قاريان بودند در بصره خروج و قيام كردند ، پدرم سخت اندوهگين شد . ابو المنهال كه همواره از پدرش به نيكى ياد مىكرد مىگويد ، پدرم به من گفت : مرا پيش اين مرد كه از اصحاب پيامبر خدا ( ص ) است يعنى ابو برزه ببر . . .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 272
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٧٢