( 1 ) محمد بن فضيل از غزوان ، از ليث ، از مجاهدت نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در حالى كه سوار بر ناقهء خود بودند طواف كردند و چوبدستى در دست داشتند كه هر گاه كنار حجر الاسود مىرسيدند با آن حجر را استلام مىفرمودند . آن گاه كنار ظرفهاى آب آمدند كه آب بنوشند ، عباس گفت : اى رسول خدا آيا براى شما آبى كه دست نخورده باشد بياوريم ؟ فرمودند : آرى و آوردند و نوشيدند . آن گاه كنار چاه زمزم آمدند و فرمودند : براى من يك سطل آب از چاه بالا بكشيد . چنان كردند و رسول خدا مقدارى از آن آب را مضمضه فرمودند و در سطل ريختند و فرمودند : اين آب را در چاه بريزيد . آن گاه فرمودند : شما عهدهدار كارى شايستهايد ، و سپس فرمودند : اگر نه اين است كه ممكن است با شما در اين باره بگو مگو كنند ، شخصاً پياده مىشدم و همراه شما از چاه آب بيرون مىكشيدم .
فضل بن دكين از مندل بن على ، از حسين بن عبد الله بن عبيد الله بن عباس ، از جعفر بن تمّام نقل مىكند كه مىگفته است * مردى پيش ابن عباس آمد و گفت : اين آب مخلوط با كشمش و مويز كه به مردم مىنوشانيد ، آيا سنتى است كه از آن پيروى مىكنيد يا آنكه اين كار را از پذيرايى با شير و عسل بر خود آسانتر و سبكتر مىبينيد ؟ ابن عباس گفت :
پيامبر ( ص ) پيش عباس كه مشغول آب دادن به مردم بود آمدند و فرمودند : به من هم آب بده . عباس كاسههايى از همين آب مخلوط با كشمش و مويز پيش آورد . پيامبر ( ص ) كاسهاى برداشتند و نوشيدند و فرمودند : بسيار خوب است همين گونه بسازيد . ابن عباس مىگويد : اگر به جاى آن شير و عسل باشد هرگز نمىتواند جاى گفتار رسول خدا را بگيرد كه فرمودهاند بسيار خوب است همين گونه انجام دهيد .
محمد بن فضيل از غزوان ، از حجاج ، از حكم ، از مجاهد نقل مىكند كه مىگفته است * از آبى كه خاندان عباس مىدهند بياشاميد كه از سنت حج است .
سعيد بن منصور از اسماعيل بن زكرياى اسدى ، از حجاج بن دينار ، از حكم ، از حجيّة بن عدى ، از على بن ابى طالب ( ع ) نقل مىكند * عباس بن عبد المطلب از پيامبر ( ص ) پرسيد كه آيا مىتواند زكات خويش را پيش از موقع آن بپردازد ؟ و پيامبر ( ص ) در اين مورد به او اجازه فرمودند .
يزيد بن هارون از حجاج ، از حكم بن عتيبة نقل مىكند * پيامبر ( ص ) عمر را براى جمع كردن زكات گسيل فرمود . عمر پيش عباس آمد و زكات مال او را خواست ، عباس
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 20
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٠