( 1 ) عبد الله بن عثمان بن عبيد الله قرشى تيمى ، از اسحاق بن ابراهيم بن عبد الله بن حارثة بن نعمان ، از پدرش ، از عبد الله بن حارثه نقل مىكند كه مىگفته است * چون صفوان بن امية بن خلف جمحى به مدينه آمد ، پيامبر ( ص ) به او فرمودند : اى ابا وهب به خانهء چه كسى وارد شدهاى ؟
گفت : به خانهء عباس بن عبد المطلب . فرمودند : به خانهء كسى از قريش وارد شدهاى كه قريش را از همگان بيشتر دوست مىدارد .
همان راوى از عبد العزيز بن محمد ، از يزيد بن عبد الله ، از هند دختر حارث ، از ام الفضل همسر عباس نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) به خانهء ايشان آمدهاند و عباس بيمار و دردمند بوده و در محضر رسول خدا آرزوى مرگ كرده است ، و پيامبر ( ص ) به او فرمودهاند : اى عمو تقاضاى مرگ مكن كه اگر نيكوكار باشى چون مرگت به تأخير افتد بر نيكى خود مىافزايى و براى تو بهتر خواهد بود ، و اگر گناهكار باشى در صورتى كه مرگت به تأخير افتد ، فرصت معذرت خواهى و پوزش از گناهت خواهى داشت و مرگ را آرزو مكن .
مالك بن اسماعيل نهدى از كامل ، از حبيب ، يعنى پسر ابى ثابت نقل مىكند كه مىگفته است * گوش عباس از همهء مردم به آسمان نزديكتر بود . [ كنايه از بزرگى و برآمدگى گوش بيرونى است . ]
عبد الله بن نمير از اسرائيل ، از عبد الاعلى ، از سعيد بن جبير ، از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * ميان عباس و گروهى از مردم كدورت خاطرى بود . پيامبر ( ص ) فرمودند :
همانا عباس از من و من از عباسم .
عبيد الله بن موسى عبسى و محمد بن كثير از اسرائيل ، از عبد الاعلى نقل مىكنند كه از سعيد بن جبير شنيده كه مىگفته است ابن عباس برايم نقل كرد * مردى به يكى از نياكان عباس كه در دورهء جاهلى مىزيسته است ، دشنام داده و عباس به صورت آن مرد سيلى زده است . قوم آن مرد جمع شدهاند و گفتهاند به خدا قسم كه به عباس همانگونه سيلى خواهيم زد ، و سلاح پوشيدهاند و چون خبر به پيامبر ( ص ) رسيد ، آمدند و به منبر رفتند و نخست نيايش و ستايش خدا را به جا آوردند و سپس فرمودند : اى مردم چه كسى را در محضر خداوند از همه گرامىتر مىدانيد ؟ گفتند : شما را . فرمود : عباس از من است و من از عباسم .
مردگان ما را دشنام مدهيد كه موجب آزار زندگان ما شويد . آن قوم آمدند و گفتند : اى رسول خدا از غضب شما به خدا پناه مىبريم و براى ما طلب آمرزش فرماى .
عبد الوهاب بن عطاء از اسرائيل ، از عبد الاعلى ، از سعيد بن جبير ، از ابن عباس نقل
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 18
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٨