( 1 ) ميان آن دو ديوارى بود و همسايه بودند . آن دو در دورهء جاهلى هم شريك در اموال يك ديگر و هم سخن و دوست بودند . زمين خانهاى كه پيامبر ( ص ) به نوفل داده بودند در محل ميدان قضا تا حدود مسجد پيامبر بوده و امروز در ميدان قضاست و رو به روى دار الاماره است كه به آن خانه مردان مىگويند . زمينى هم كه به عباس داده شده بود ، كنار آن و همان است كه در فاصلهء خانه مروان تا مسجد قرار گرفته و همان دار الاماره يا خانهء مروان است . همچنين زمين خانهء ديگرى را كه در محل بازار و معروف به جايگاه ابن عباس است به او دادند .
اسباط بن محمد از هشام بن سعد ، از عبيد الله بن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * عباس در خانهء خود ناودانى داشت كه بر مسير راه عمر بن خطاب بود . روز جمعهاى براى عباس دو جوجه كشته بودند و آب ريخته و آن را شسته بودند و آب آميخته با خون از ناودان فرو ريخت . اتفاق را عمر هم جامهء تميز پوشيده و عبور مىكرد و از آن آب بر او ريخت و عمر دستور داد آن ناودان را كندند و برگشت و آن لباس را بيرون آورد و لباسى ديگر پوشيد و آمد و با مردم نماز جمعه گزارد . عباس پيش او آمد و گفت : به خدا سوگند آن ناودان را پيامبر ( ص ) همان جا نهاده بودند . عمر به عباس گفت : و من از تو به جد مىخواهم كه بر پشت من سوار شوى و آن را همان جا نصب كنى كه رسول خدا نصب فرموده بودند و عباس چنان كرد .
محمد بن ربيعه كلابى و عبيد الله بن موسى عبسى هر دو گفتند موسى بن عبيدة ، از يعقوب بن زيد نقل مىكند * عمر بن خطاب روز جمعه براى نماز بيرون آمد و از ناودان خانهء عباس چند قطره آب بر لباس او چكيد ، عمر دستور داد آن ناودان را كه در راه او بود بردارند و كندند . عباس به او گفت : ناودان مرا كندى و حال آنكه به خدا سوگند آن را رسول خدا ( ص ) همان جا نهاده بود و به دست خويش آن را نصب فرموده بود . عمر گفت :
اكنون براى نصب آن نردبانى جز من نخواهى داشت و كسى جز خودت و به دست خودت آن را نصب نخواهد كرد . گويد : عمر ، عباس را بر دوش خود گرفت و عباس پاهاى خود را بر شانههاى عمر نهاد و ناودان را آن جا كه بود نصب كرد .
يزيد بن هارون از ابو اميّة بن يعلى ، از سالم پدر نضر نقل مىكند كه مىگفته است * چون به روزگار عمر شمار مسلمانان بسيار و مسجد بر ايشان تنگ شد ، عمر خانههاى اطراف مسجد جز خانهء عباس و حجرههاى همسران پيامبر ( ص ) را خريد . آن گاه عمر به
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 15
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٥