( 1 ) پيامبر ( ص ) به من فرمودند : عباس ندا بده كه اى ياران بيعت شجره . عباس گويد : من مردى بلند آوايم و با تمام قدرت خود بانگ برداشتم كه ياران و اصحاب بيعت شجره كجاييد ؟ و به خدا سوگند همين كه ياران پيامبر صداى مرا شنيدند همگان همچون ماده گاوى كه به صداى گوسالهاش به آن توجه مىكند بانگ برداشتند كه گوش به فرمانيم ، گوش به فرمان . و با كفار شروع به جنگ كردند . انصار نخست يك ديگر را با شعار اى گروه انصار ، اى گروه انصار فرا مىخواندند و سپس خاندان حارث بن خزرج يك ديگر را فرا مىخواندند و پيامبر ( ص ) همچنان كه سوار بر استر خود بود و براى جنگ با كافران خود را به هر سو مىكشاند ، فرمود : اكنون آتش و تنور جنگ تافته شد ، و سپس مشتى شن برگرفت و بر چهرهء كافران پاشاند و فرمود : سوگند به خداى محمد بايد بگريزيد و پراكنده شويد . عباس مىگويد : تا آن لحظه چون مىگريستم جنگ همچنان بر شدت و هيأت خود بود و به خدا سوگند همين كه پيامبر ( ص ) آن سنگ ريزهها را بر روى ايشان پاشاند حدت و شدت كافران فرو نشست و كار پشت به ايشان كرد و خدايشان به هزيمت راند .
عبد الوهاب بن عطاء از سعيد بن ابى عروبه ، از قتادة نقل مىكند كه مىگفته است * در جنگ حنين همين كه مردم نخست گريختند عباس كنار پيامبر ( ص ) بود و به او فرمودند :
مردم را ندا بده ، و عباس مردى بلند آوا بود . پيامبر فرمودند : بگو اى گروه مهاجران ، اى گروه انصار و عباس شروع به صدا كردن خاندانهاى انصار كرد . پيامبر ( ص ) فرمودند : بگو اى ياران بيعت رضوان و درختى كه زير آن بيعت كرديد ، اى ياران سورهء بقره و همواره عباس جار مىزد تا آنكه مسلمانان همگان باز آمدند .
زيد بن يحيى بن عبيد دمشقى مىگويد سعيد بن عبد العزيز ، از ابو عبد الله ايلى نقل مىكرد * در تبوك اسقف غزّه پيش پيامبر ( ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا ، هاشم و عبد شمس كه هر دو بازرگان بودند ، در خانهء من درگذشتند و اين اموال ايشان است .
پيامبر ( ص ) عباس را فراخواندند و فرمودند : اموال هاشم را ميان بزرگان خاندانش تقسيم كن ، و ابو سفيان بن حرب را فرا خواندند و فرمودند : اموال عبد شمس را ميان بزرگان خاندانش تقسيم كن .
على بن عيسى بن عبد الله نوفلى از اسحاق بن فضل ، از سليمان بن عبد الله بن حارث بن نوفل نقل مىكند * چون عباس بن عبد المطلب و نوفل بن حارث به مدينه آمدند پيامبر ( ص ) ميان ايشان عقد برادرى بستند و به هر دو در يك محله زمينى براى احداث خانه دادند و
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 14
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٤