تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
( 1 ) اهل علم و روايت در اين شك ندارد كه هنگام فتح خيبر عباس در مكه بوده است و چون پيامبر ( ص ) خيبر را گشودند ، حجاج بن علاط سلمى به مكه آمد و به قريش اخبارى را كه آنها دوست مىداشتند و حقيقت نداشت گفت و اظهار داشت كه يهوديان خيبر بر پيامبر پيروز شده و گروهى از ياران رسول خدا كشته شده‌اند و قريش شاد شدند . عباس هم كه پنداشت اين خبر صحيح است ناراحت شد در خانهء خود را گشود و پسرش قثم را گرفت و بر سينهء خود نهاد و مىگفت : « اى قثم ، اى قثم اى كسى كه شبيه دارندهء كرامتى » . [ در چند صفحه قبل ملاحظه فرموديد كه گفت قثم شبيه پيامبر بوده است . ] تا اينكه حجاج بن علاط به خانهء عباس آمد و به او از سلامتى پيامبر ( ص ) و فتح خيبر و اينكه خداوند اموال آن را به ايشان غنيمت داده است خبر داد و عباس سخت خشنود شد . جامهء خود را پوشيد و صبح زود وارد مسجد الحرام شد و طواف كرد و به قريش خبر داد كه حجاج خبر سلامتى پيامبر و فتح خيبر و غنيمتها را داده است و مشركان دل شكسته شدند و ايشان را خوش نيامد و دانستند كه حجاج به ايشان راست نگفته است . مسلمانانى كه در مكه بودند شاد شدند و به خانهء عباس آمدند و سلامتى پيامبر را به او شاد باش گفتند و عباس پس از اين به مدينه رفت و به پيامبر ( ص ) پيوست و رسول خدا ساليانه دويست خروار از محصول خيبر را براى او قرار دادند . عباس در فتح مكه همراه پيامبر ( ص ) بوده و سپس در جنگهاى حنين و طائف و تبوك هم همراه بوده است و در جنگ حنين كه مسلمانان نخست گريختند ، عباس همراه ديگر افراد خاندان پايدارى كردند . [ 1 ] اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس او عبد العزيز بن محمد ، از محمد بن عبد الله ، از عمويش ابن شهاب ، از كثير بن عباس بن عبد المطلب ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * در جنگ حنين همراه رسول خدا بودم . ابو سفيان پسر حارث بن عبد المطلب هم با من بود و ما از پيامبر ( ص ) جدا نمىشديم و آن حضرت سوار بر استرى سپيد بود كه فروة بن نفاثه جذامى تقديم كرده بود . چون مسلمانان و كافران روياروى شدند و مسلمانان روى به گريز نهادند ، رسول خدا ( ص ) استر خود را براى حمله به سوى كافران راند . من لگام را گرفته بودم و آن را مىكشيدم كه استر رم نكند و ابو سفيان بن حارث ركاب پيامبر ( ص ) را گرفته بود .
هامش
[ 1 ] . در اين صورت روايت قبلى كه مربوط به جنگ خندق و پيش از خيبر است نيز نمىتواند درست باشد - م .