( 1 ) اسلمى ، از محمد بن كعب قرظى ، از عبد الله بن مسعود نقل مىكند كه مىگفته است * چون عثمان ابو ذر را به ربذه تبعيد كرد و مرگش فرا رسيد هيچ كس جز زنش و غلامش همراهش نبود . به آن دو وصيت كرد كه چون مردم مرا غسل دهيد و كفن كنيد و كنار راه بگذاريد و به نخستين كاروانى كه از كنار شما گذشت بگوييد اين جنازه ابو ذر صحابى رسول خداوند است ، ما را براى دفن كردنشان يارى دهيد . در اين هنگام عبد الله بن مسعود با گروهى از مردم عراق كه براى عمره گزاردن آمده بودند ، رسيدند و ناگاه به آن جنازه برخوردند كه كنار راه نهاده بودند و نزديك بود شتران آن را لگد كوب كنند . در اين هنگام غلام ابو ذر برخاست و به عبد الله بن مسعود گفت : اين جنازهء ابو ذر صحابى رسول خداوند است ، به ما يارى دهيد تا به خاكش بسپاريم . عبد الله بن مسعود شروع به گريستن كرد و گفت : رسول خدا ( ص ) چه درست فرمود كه اى ابو ذر تو تنها حركت مىكنى و تنها مىميرى و تنها مبعوث مىشوى و خود و همراهانش پياده شدند و او را به خاك سپردند ، و سپس عبد الله بن مسعود آن گفتار پيامبر ( ص ) را كه در جنگ تبوك به ابو ذر فرموده بودند براى آنان بازگو كرد . [ 1 ]
محمد بن عمر واقدى از سعيد بن عطاء بن ابى مروان ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * ابو ذر را ديدم در پارچهاى داراى خطوط سياه و سپيد كه به كمر بسته بود ، نماز مىگزارد . پرسيدم اى ابو ذر جامهء ديگرى غير از اين چادر راه راه ندارى ؟ گفت : اگر مىداشتم بر من آن را مىديدى . گفتم : دو روز پيش كه دو جامهء نو داشتى . گفت : اى برادرزاده به كسى دادم كه از من به آن نيازمندتر بود . گفتم : به خدا سوگند كه تو خود به آن دو نيازمندترى . گفت : خدايا از تو آمرزش مىخواهم ، و سپس به من گفت : امور دنيا را بزرگ مىكنى ، مگر نمىبينى كه اين جامه را بر تن دارم و جامهء بهتر ديگرى هم براى مسجد دارم ، وانگهى داراى چند بز ماده هستم كه شيرهايشان را مىدوشيم ، يكى دو خر هم داريم كه خواربار خود را بر آنها بار مىكنيم ، خدمتكارى هم دارى كه براى ما خوراك فراهم مىكند و مىپزد ، چه نعمتى برتر و بهتر از اين نعمت كه ما در آنيم ؟
همچنين محمد بن عمر واقدى از سفيان ثورى ، از عمار دهنى ، از ابو شعبه نقل مىكند كه مىگفته است * مردى از قوم ما اموالى به ابو ذر عرضه داشت ، از پذيرفتن آن خوددارى
هامش
[ 1 ] . براى اطلاع بيشتر از اين گفتار رسول خدا ( ص ) به ترجمهء مغازى ، به قلم اين بنده ، ج 3 ، ص 762 مراجعه فرماييد - م .