( 1 ) همسرش شروع به گريستن كرد . ابو ذر به او گفت : چه چيز تو را به گريستن واداشته است ؟
گفت : از اين مىگريم كه نه پارچه به اندازهء كفن تو دارم و نه كسى مرا در دفن تو كمك مىكند . گفت : گريه مكن كه شنيدم رسول خدا ( ص ) به گروهى كه من هم ميان ايشان بودم ، فرمودند : مردى از شما در يكى از فلاتهاى زمين مىميرد و گروهى از مؤمنان براى تجهيز و تشييع جنازهاش فرا مىرسند . هيچ يك از آن گروه زنده نمانده و همگى در شهر و كنار مردم مردهاند و اين من هستم كه در اين فلات دور افتاده مىميرم و به خدا سوگند كه نه دروغ مىگويم و نه به من دروغ گفته شده است . اكنون به راه بنگر . همسرش گفت : اين چگونه ممكن است و حال آنكه اكنون آمد و شد حجاج هم تمام شده است . در عين حال همسرش خود را بالاى تپهاى شنى مىرساند و به راه مىنگريست و باز براى پرستارى و مراقبت پيش ابو ذر برمىگشت . در همين حال ناگاه به تنى چند برخورد كه مركوبهاى آنان ايشان را شتابان همچون شير پيش مىآورد . او با جامهء خود علامت و نشانه داد و آنان به سوى او آمدند و كنار او ايستادند و گفتند : چه مىخواهى و چه كار دارى ؟ گفت : مردى مسلمان محتضر و در حال مرگ است او را تجهيز و كفن كنيد . پرسيدند او كيست ؟ گفت :
ابو ذر است . همگان گفتند : پدر و مادرمان فداى او باد ، تازيانههاى خود را بر گردن مركوبهاى خود نهادند و شتابان بر بالين او آمدند . ابو ذر گفت : مژده باد بر شما و سخنى را كه از پيامبر ( ص ) شنيده بود براى آنان نقل كرد و سپس به آنان گفت : شنيدم پيامبر مىفرمودند كه هر زن و شوهرى كه دو يا سه فرزندشان بميرد و در راه خدا آن را تحمل و شكيبايى كنند ، هرگز آتش را نخواهند ديد . اكنون سخن مرا گوش دهيد ، اگر خودم جامهاى مىداشتم كه براى كفنم كافى بود نمىخواستم در جامهاى غير از جامهء خودم كفن شوم و اگر همسرم چنين جامهاى مىداشت ، ترجيح مىدادم در جامهء او كفن شوم . اكنون هم شما را به حق اسلام سوگند مىدهم كه هر كس از شما تاكنون امير يا نقيب يا سرشناس و سرپرست و مأمور بريد بوده است مرا كفن نكند و همهء آنان از اين كارها انجام داده بودند جز جوانى از انصار .
او گفت : من تو را كفن مىكنم و من هيچ يك از اين كارها را كه گفتى عهدهدار نشدهام . تو را در اين رداى خويش كه بر دوش دارم و دو جامهء ديگر كه در جوال من است و مادرم براى من بافته است كفن مىكنم . گفت : آرى تو كفنم كن ، و آن مرد انصارى در حضور حجرين ادبر و مالك اشتر و تنى چند كه همگى از قبيلهء يمان بودند ، ابو ذر را كفن كرد .
احمد بن محمد بن ايوب از ابراهيم بن سعد ، از محمد بن اسحاق ، از بريدة بن سفيان
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 212
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢١٢