( 1 ) بنى غفار بود در نماز ، امامت آنان را بر عهده داشت . ديگران گفتند : چون پيامبر به مدينه بيايد مسلمان خواهيم شد و آنان هم مسلمان شدند . پس از ايشان قبيلهء اسلم هم به حضور پيامبر رسيدند و گفتند : اى رسول خدا ما هم با همان شرايط كه برادران بنى غفار ما مسلمان شدهاند مسلمان مىشويم . پيامبر ( ص ) فرمودند : قبيلهء غفار را خداوند غفران عنايت كناد و قبيلهء اسلم را خداوند سالم بداراد . [ 1 ]
محمد بن عمر واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة ، از يحيى بن شبل ، از خفاف بن ايماء بن رحضة نقل مىكند كه مىگفته است * ابو ذر نخست مردى راهزن بود و سخت شجاع بود . آن چنان كه به تنهايى راهزنى مىكرد و هنگام سپيده دم بر گلهها هجوم مىبرد و غارت مىكرد و بر پشت اسب خود مىگريخت يا چنان پياده مىدويد كه گويى يوزپلنگ است ، و گاه به قبايل شبيخون مىزد و هر چه مىتوانست مىگرفت . خداوند مهر اسلام را بر دل او افكند و چون شنيد پيامبر ( ص ) مبعوث شده است به مكه رفت و پيامبر ( ص ) در آن هنگام پوشيده مردم را دعوت مىفرمود و او نخست در صدد بر آمد كسى را پيدا كند تا او را به حضور پيامبر ببرد ، ولى كسى را پيدا نكرد و سرانجام پرسان پرسان بر در خانهء پيامبر ( ص ) رسيد و اجازه خواست و وارد شد . در آن هنگام ابو بكر كه يكى دو روز پيش از آن مسلمان شده بود در محضر پيامبر بود و مىگفت : اى رسول خدا اسلام را پوشيده نمىداريم و به زودى آن را آشكار خواهيم ساخت ، و پيامبر ( ص ) پاسخى به او نمىداد . ابو ذر مىگويد : من پرسيدم كه اى محمد به چه چيز فرامىخوانى ؟ فرمود : به پرستش خداى يگانه كه شريكى ندارد و به طرد بتها و اينكه گواهى دهى كه من فرستادهء خدايم . من گفتم : گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست و نيز گواهى مىدهم كه تو فرستادهء خدايى . سپس گفتم : اى رسول خدا من اينك پيش قوم خود بر مىگردم و منتظر خواهم بود چه هنگامى اجازهء جهاد داده مىشود كه به شما ملحق شوم ، زيرا اكنون مىبينم كه تمام قوم تو بر ضد تو متفقاند .
پيامبر ( ص ) فرمود : نيكو انديشيدهاى و بازگرد .
ابو ذر پايين گردنهء غزال مقيم شد و راه كاروانهاى قريش را مىبست و آنان را فرو مىگرفت و مىگفت : چيزى از كالاهاى شما را پس نخواهم داد مگر آنكه گواهى دهيد كه خدايى جز خداى يگانه نيست و محمد ( ص ) فرستاده خداوند است . اگر گواهى مىدادند
هامش
[ 1 ] . بسيار مناسب است كه براى اطلاع از روايات مختلف شيعيان در مورد اسلام ابو ذر ( رض ) به بحث مستوفاى علامه مجلسى در بحار الانوار ، ج 22 ، ص 393 - 437 مراجعه شود - م .