( 1 ) سرزمين قوم خويش بنى سليم برگشت و در منطقهء صفه و حاذة كه از سرزمينهاى آن قبيله بود ساكن شد و همچنان مقيم آن جا بود و پس از جنگهاى بدر و احد و خندق و حديبية و خيبر به مدينه و حضور پيامبر باز آمد .
ابو ذر
نامش جندب بن جنادة بن كعيب بن صعير بن وقعة بن حرام بن سفيان بن عبيد بن حرام بن غفار بن مليل بن ضمره بن بكر بن عبد مناة بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر است .
محمد بن عمر واقدى از موسى بن عبيده نقل مىكند كه نعيم بن عبد الله مجمّر ، از قول پدرش نقل مىكرده است * نام ابو ذر جندب و نام پدرش جنادة است . خود واقدى و هشام بن محمد بن سائب كلبى و كسان ديگرى از دانشمندان غير از آن دو همين گونه گفتهاند .
واقدى مىگويد از ابو معشر نجيح شنيدم كه مىگفت * نام ابو ذر برير و نام پدرش جنادة است .
هاشم بن قاسم كتانى ابو نضر از سليمان بن مغيره ، از حميد بن هلال ، از عبد الله بن صامت غفارى ، از قول ابو ذر نقل مىكند كه مىگفته است * از ميان قوم خود غفار بيرون آمديم ، آنان خونريزى در ماههاى حرام را حلال و روا مىدانستند . من و برادرم انيس و مادرمان بيرون آمديم و به راه خود ادامه داديم و سرانجام پيش دايى خود فرود آمديم . او ما را گرامى داشت و نسبت به ما نيكويى كرد ، ولى قوم او بر ما رشك و حسد بردند و به دايى ما گفتند : چون تو از خانهء خويش بيرون مىروى ، انيس پيش زن و فرزندت آمد و شد مىكند . دايى ما پيش ما آمد و آنچه را به او گفته بودند ، پيش ما فاش و آشكار ساخت . من گفتم : با اين سخن نيكيهاى گذشته خود را تيره كردى و از اين پس نبايد با يك ديگر باشيم . ما چند شترى را كه داشتيم جمع كرديم و بارهاى خود را بر آن نهاديم و سوار شديم و در اين حال دايى ما جامه بر خود پيچيده بود و مىگريست . ما حركت كرديم و به راه خود ادامه داديم و در حومهء مكه فرود آمديم . انيس برادرم با كسى در مورد نسب خويش شرط بندى كرد كه دو برابر شمار شتران ما پرداخت شود و چون آن دو پيش كاهن رفتند و نسب خويش را بيان كردند ، كاهن به نفع انيس قضاوت كرد و انيس با دو برابر شمار شتران ما برگشت .