تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
( 1 ) مىفرمود و قوم او هم نسبت به او دو گروه بودند . چاره انديشى كردم و به حضور پيامبر راه يافتم و پرسيدم شما كيستى و بر چيستى ؟ فرمودند : من پيامبرم . گفتم : پيامبر يعنى چه ؟ فرمودند : يعنى فرستادهء خدا . گفتم : يعنى خداوند تو را فرستاده است ؟ فرمودند : آرى . گفتم : به چه چيز ؟ فرمودند : به اينكه خداوند را يگانه بدانند و چيزى را انباز و همتاى او قرار ندهند و بتها را بشكنند و پيوند خويشاوندى را رعايت كنند . گفتم : چه كسى در اين موضوع با شما يار و همراه است ؟ فرمودند : آزادى و برده‌اى و در آن حال فقط ابو بكر و بلال همراه ايشان بودند . گفتم : من هم از شما پيروى مىكنم و همراه خواهم بود . فرمودند : تو امروز توانايى انجام دادن اين كار را ندارى . اكنون به اهل خود ملحق شو و چون شنيدى كه من دعوت خويش را آشكارا ساخته‌ام پيش من باز آى . من پيش اهل خود برگشتم و پيامبر ( ص ) به مدينه هجرت فرمودند و من كه مسلمان شده بودم همواره در صدد كسب اخبار بودم تا آنكه سوارانى از مدينه پيش ما آمدند . پرسيدم آن مرد مكى كه پيش شما آمده است چه مىكند و سرانجامش چه شده است ؟ گفتند : قومش مىخواستند او را بكشند نتوانستند و از آن كار عاجز ماندند . من مردم را رها كردم و سوار بر مركب خود شدم و شتابان خود را به مدينه رساندم و به حضورش رسيدم و گفتم : اى رسول خدا مرا مىشناسى ؟ فرمود : آرى ، مگر تو همان نيستى كه در مكه پيش من آمدى ؟ گفتم : آرى و اينك از آنچه خدا به تو آموخته است و من نمىدانم به من بياموز . فرمود : چون نماز صبح را گزاردى ديگر تا طلوع آفتاب نماز مگزار و چون آفتاب دميد نماز مگزار كه آفتاب ميان دو شاخ شيطان مىدمد و در آن هنگام كافران براى خورشيد سجده مىكنند و چون آفتاب به اندازهء يك يا دو نيزه بر آمد ، نماز بگزار كه نماز آن هنگام مورد مشاهده فرشتگان است و چون سايهء نيزه در قبال خورشيد راست و مستقيم شد نماز ظهر بگزار و پس از آن نماز مگزار كه هنگام سجده كردن و عبادت دوزخ است . و چون سايه درازتر شد تا هنگام نماز عصر مىتوانى نماز بگزارى و پس از آنكه نماز عصر را گزاردى ديگر تا غروب خورشيد نماز مگزار كه خورشيد همچنان ميان دو شاخ شيطان غروب مىكند و در آن هنگام هم كافران براى خورشيد سجده مىكنند . آنگاه گفتم : اى رسول خدا براى من از وضو ، بگوييد . فرمود : هر كس از شما كه هنگام وضويش فرا رسد و مضمضه كند و آب دهان بيرون بريزد و آب به بينى خود بكشد و بيرون بريزد گناهان و خطاهاى دهان و بينى او فرو مىريزد و چون صورت خود را همان گونه كه خداوند فرمان داده است بشويد گناهان چهره‌اش همراه آب