تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
( 1 ) درم وام داشت ، و وام خويش را با درمهايى با عيار بيشتر پرداخت . طلبكار گفت : اين درمها از درم‌هاى من سره‌تر است . گفت : مىدانم ولى من اين چنين خوشتر دارم و آسوده‌ترم . عبد الله بن مسلمه بن قعنب از مالك بن انس ، از پير مردى نقل مىكند كه مىگفته است * به روزگار حكومت ابن زبير مقدارى خرما به غارت رفته بود و ما از آن خريده و سركه ساخته بوديم . مادرم كسى را پيش ابن عمر فرستاد تا بپرسد ، من هم همراه فرستاده رفتم و چون از ابن عمر پرسيد گفت : آن سركه را دور بريزيد . يحيى بن عباد از شعبه ، از ابى بشر ، از يوسف بن ماهك نقل مىكند كه مىگفته است * ابن عمر را پيش عبيد بن عمير [ 1 ] ديدم كه قصه مىگفت و از چشمهاى ابن عمر اشك فرو مىريخت . احمد بن عبد الله بن يونس از ابو بكر بن عياش ، از عاصم بن ابى النجود نقل مىكند * مروان بن حكم به ابن عمر گفت : دست دراز كن تا با تو بيعت كنيم كه تو سرور و پسر سرور عربى . ابن عمر به او گفت : با مردم مشرق چه كنم ؟ مروان گفت : چندان آنان را خواهى زد تا بيعت كنند . گفت : به خدا سوگند دوست ندارم در قبال هفتاد سال حكومت به خاطر من يك تن كشته شود . گويد : مروان اين بيت را مىخواند : « فتنه‌اى مىبينم كه ديگهايش مىجوشد و پادشاهى پس از ابو ليلى براى كسى است كه پيروز شود . [ 2 ] » مقصود از ابو ليلى در اين بيت معاويه پسر يزيد بن معاويه است كه پس از پدرش چهل روز حكومت كرد و پدرش از مردم براى او بيعت گرفته بود . [ 3 ] احمد بن يونس از ابو شهاب ، از يونس ، از نافع نقل مىكند * به روزگار حكومت ابن زبير و خوارج و خشبيه [ 4 ] به ابن عمر مىگفتند : آيا با اين گروهها كه برخى ، برخى ديگر را مىكشند نماز مىگزارى ؟ گفت : هر كس بگويد به نماز بشتاب پاسخ مىدهمش و هر كس بگويد به رستگارى بشتاب پاسخش مىدهم ، ولى هر كس بگويد به ريختن خون برادر
هامش
[ 1 ] . از راويانى است كه درست شناخته شده نيست ، به ذهبى ، ميزان الاعتدال ، شمارهء 5434 ، مراجعه شود - م . [ 2 ] .انى ارى فتنة تغلى مراجلها * و الملك بعد ابى ليلى لمن غلبا[ 3 ] . براى اطلاع بيشتر از شرح حال معاوية بن يزيد بن معاويه سومين حاكم اموى به تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 255 ، مراجعه فرماييد . برخى از مورخان هم مدت حكومت او را چهار ماه دانسته‌اند - م . [ 4 ] . در ملل و نحل شهرستانى نام اين گروه نيامده است ولى در لسان العرب ، ذيل لغت خشب آمده است كه گروهى از جهميه‌اند - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 152 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد