( 1 ) سعد ، از ابن اسحاق ، از عباس بن عبد الله بن معبد ، از يكى از خويشاوندان خود ، از ابن عباس نقل مىكردند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) روز جنگ بدر به ياران خود فرمودند : مىدانم برخى از مردان بنى هاشم و ديگران را به زور به جنگ آوردهاند و آنان نيازى به جنگ كردن با ما ندارند . هر يك از شما با هر كس از بنى هاشم روياروى شد او را نكشد و هر كس عباس بن عبد المطلب عموى پيامبر را ديد او را نكشد كه به يقين او را به اجبار و زور با خود بيرون آوردهاند . گويد ، ابو حذيفه پسر عتبة بن ربيعه گفت : در اين جنگ پدران و پسران و برادران و خويشاوندان خود را بايد بكشيم ، ولى عباس را رها كنيم ؟ به خدا سوگند اگر من با او رو به رو شوم شمشير را در گوشت و استخوانش فرو مىنشانم . گويد ، اين سخن ابو حذيفه به اطلاع پيامبر ( ص ) رسيد و به عمر بن خطاب فرمود : اى ابو حفص ، و عمر مىگويد به خدا سوگند نخستين بار بود كه پيامبر مرا با كنيهام مورد خطاب قرار دادند ، آيا بر چهرهء عموى پيامبر شمشير كشيده مىشود ؟ و بر روى او شمشير مىزنند ؟ عمر گفت :
بگذاريد تا گردن ابو حذيفه را با شمشير بزنم كه به خدا سوگند منافق شده است .
گويد ، ابو حذيفه هم از اين سخن خود پشيمان شد و مىگفت : به خدا سوگند هرگز از اين سخن خود كه آن روز گفتم از عذاب خدا ايمن نيستم مگر اينكه خداوند كفارهء آن را با شهادت و كشته شدن من بپذيرد . ابو حذيفه در جنگ يمامه شهيد شد .
محمد بن كثير از كلبى ، از ابى صالح ، از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * روز جنگ بدر همين كه پيامبر ( ص ) با مشركان روياروى شد ، فرمود : هر كس فردى از بنى هاشم را ديد و با او روياروى شد ، او را نكشد ، زيرا آنان را به زور آوردهاند . ابو حذيفه پسر عتبه گفت : به خدا سوگند با هيچ مردى از ايشان روياروى نخواهم شد مگر اينكه او را خواهم كشت . اين سخن به اطلاع پيامبر ( ص ) رسيد و به او فرمودند : تو چنين گفتهاى ؟ گفت : آرى اى رسول خدا بر من سخت و گران آمد كه ديدم پدر و عمو و برادرم كشته شدند و آن سخن را گفتم . پيامبر ( ص ) به او فرمودند : پدر و عمو و برادر تو به طور جدى براى جنگ با ما بيرون آمدند و خود مىخواستند و كسى ايشان را مجبور نكرده بود ، و حال آنكه آنان را به زور آوردهاند و خودشان به ميل و رغبت نيامدهاند .
على بن عيسى بن عبد الله نوفلى از پدرش ، از عمويش اسحاق ، از پدرش عبد الله بن حارث نقل مىكند كه مىگفته است * روز جنگ بدر قريش افراد خاندان هاشم و همپيمانان ايشان را در خيمهاى جمع كردند و آنان را بيم دادند و كسانى را گماشتند كه با شدت از
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 7
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٧