( 1 ) ميان اسيران بدر بود ، پيامبر ( ص ) آن شب نتوانستند بخوابند و بيدار ماندند . يكى از اصحاب گفت : اى رسول خدا چه چيز موجب بيدار خوابى شما شده است ؟ فرمودند : صداى نالهء عباس . مردى برخاست و بندهاى عباس را سست كرد . پيامبر فرمودند : چه شده است كه نالهء عباس را نمىشنوم . آن مرد گفت : من اندكى ريسمانهاى او را باز و سست كردم . فرمودند :
اين كار را نسبت به همهء اسيران انجام بده .
واقدى از محمد بن صالح ، از عاصم بن عمر بن قتاده ، از محمود بن لبيد نقل مىكند كه مىگفته است * هنگامى كه عباس بن عبد المطلب را با اسيران به مدينه آوردند ، براى او در جستجوى پيراهنى برآمدند و در تمام مدينه پيراهنى كه به تن او اندازه باشد نيافتند ، جز پيراهن عبد الله بن ابىّ ، كه آن را بر عباس پوشاندند و همان بر تن او بود .
واقدى از سفيان بن عيينة ، از عمرو بن دينار ، از جابر بن عبد الله هم نقل مىكند كه مىگفته است * چون عباس بن عبد المطلب اسير شد ، پيراهنى كه به تن او اندازه باشد ، نيافتند ، جز پيراهن عبد الله بن ابىّ .
رؤيم بن يزيد مقرى از هارون بن ابى عيسى و احمد بن محمد بن ايوب از ابراهيم بن سعد و همگى ، از ابن اسحاق نقل مىكنند * چون پيامبر ( ص ) از بدر به مدينه رسيدند ، به عباس فرمودند : فديه خودت و برادرزادگانت عقيل پسر ابو طالب و نوفل پسر حارث و همپيمان خودت عتبه بن عمرو بن جحدم را كه از خاندان حارث بن فهر است بپرداز كه تو مردى توانگرى . عباس گفت : اى رسول خدا من مسلمان بودم و مسلمانم و قريش مرا به اجبار و زور آوردند . فرمودند : خداوند به اسلام تو داناتر است . اگر آنچه مىگويى درست باشد ، خداوند تو را بر آن پاداش مىدهد ، اما ظاهر كار تو چنين است كه بر ضد ما بودهاى .
پيامبر ( ص ) بيست وقيه طلا از او غنيمت به دست آورده بودند . عباس گفت : اى رسول خدا آن طلا را به حساب فديه من منظور فرماى . فرمودند : نه ، آن چيزى است كه خداوند به ما ارزانى فرموده است . عباس گفت : من مالى و ثروتى ندارم . فرمودند : آن مالى كه هنگام بيرون آمدن از مكه به ام الفضل دختر حارث ( همسر عباس ) پرداختى و هيچ كس جز شما دو تن با شما نبود و گفتى اگر در اين سفر كشته شدم اين مقدار به فضل و اين مقدار به عبد الله بپرداز كجاست ؟ عباس گفت : سوگند به كسى كه تو را بر حق مبعوث فرموده است ، هيچ كس اين موضوع را جز من و او نمىدانسته است و من به درستى مىدانم كه تو فرستادهء خداوندى .
عباس فديه خود و برادر زاده و همپيمانش را پرداخت .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 9
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٩