تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
( 1 ) روح بن عبادة هم از اسامة بن زيد ، از نافع نقل مىكند * ابن عمر به بردگان خويش در خيبر نامه نوشت و به آنان فرمان داد هر گاه براى او نامه مىنويسند نخست نام خودشان را بنويسند . عبد الله بن جعفر رقى از ابو المليح ، از ميمون بن مهران نقل مىكند * عبد الله بن عمر براى عبد الملك بن مروان [ 1 ] نامه نوشت . نخست نام خود را نوشت و سپس اين آيه را ، كه « خداوند كه خدايى جز او نيست همانا همهء شما را در روز قيامت كه هيچ شكى در آن نيست جمع مىكند و كيست كه از خدا راست سخن‌تر باشد . [ 2 ] » ، به من خبر رسيده است كه مسلمانان براى بيعت با تو اجتماع كرده‌اند ، من هم در آن چيزى كه مسلمانان در آمده‌اند ، در آمدم و السلام . كثير بن هشام از جعفر بن برقان ، از حبيب بن ابى مرزوق نقل مىكند كه مىگفته است * به من خبر رسيده است كه عبد الله بن عمر براى عبد الملك بن مروان كه در آن هنگام خليفه بود نامه نوشت و نخست نام خود را نوشت كه از عبد الله بن عمرو به عبد الملك بن مروان . كسانى كه در اطراف عبد الملك بودند گفتند : نام خودش را پيش از نام تو نوشته است . عبد الملك گفت : همين كار هم از ابو عبد الرحمان كارى بسيار مهم است . [ 3 ] كثير بن هشام از جعفر بن برقان ، از ميمون بن مهران نقل مىكند * عبد الله بن عمر هر گاه به پدر خويش هم نامه مىنوشت نخست نام خود را مىنوشت كه از عبد الله بن عمر به عمر بن خطاب . فضل بن دكين از عمرى ، از نافع نقل مىكند كه مىگفته است * در خانهء ابن عمر در حالى كه لنگ بر كمر داشت ، بر بدنش نوره و دارو مىكشيدم و چون تمام مىشد ، بيرون مىرفتم و او قسمتهاى بدنش را كه زير لنگ بود شخصاً نوره مىكشيد . روح بن عباده هم از اسامه بن زيد ، از نافع نقل مىكند كه مىگفته است * در خانه به بدن ابن عمر طلايه مىكشيدم و چون به حدود عورت مىرسيدم شخصاً عهده‌دار مىشد .
هامش
[ 1 ] . عبد الملك بن مروان دومين خليفه مروانى متولد 26 و در گذشتهء 86 هجرى است و مدت بيست و يك سال حكومت كرد . او عبد الله و مصعب پسران زبير را به وسيله حجاج از ميان برداشت . به سيوطى ، تاريخ الخلفا ، مصر ، چاپ 1389 ق ، ص 214 مراجعه شود - م . [ 2 ] . آيهء 87 از سورهء چهارم - نساء - م . [ 3 ] . يعنى همين كه حاضر شده است براى من نامه بنويسد بسيار مهم است - م .