( 1 ) يزيد بن هارون از محمد بن مطرّف ، از زيد بن اسلم نقل مىكرد كه مىگفته است * در روزگار فتنه هر اميرى كه مىآمد ابن عمر پشت سرش نماز مىگزارد و زكات مال خويش را به او مىداد .
مسلم بن ابراهيم از حميد بن مهران كندى ، از سيف مازنى نقل مىكرد * ابن عمر مىگفته است : من در فتنه جنگ نمىكنم و پشت سر هر كس كه پيروز شود نماز مىگزارم .
عبيد الله بن موسى از اسرائيل و فضل بن دكين و زهير بن معاويه و همگى از جابر ، از نافع نقل مىكردند * ابن عمر نخست در مكه همراه حجاج بن يوسف نماز مىگزارد و به او اقتدا مىكرد و چون حجاج نماز اول وقت را به تأخير انداخت ، عبد الله در نماز حاضر نشد و از شهر مكه هم بيرون رفت .
ابو داود سليمان طيالسى از شعبه ، از سعد بن ابراهيم نقل مىكند كه مىگفته است از حفص بن عاصم شنيدم كه مىگفت * ابن عمر از يكى از كنيزان آزاد كردهء خود ياد كرد و گفت : خدايش بيامرزاد اگر او مىبود ، براى ما خوراكهايى اين چنين و آن چنان مىساخت .
معلّى بن اسد از محمد بن حمران ، از ابو كعب ، از انس بن سيرين نقل مىكرد * مردى براى ابن عمر كيسهاى چرمى آورد . ابن عمر پرسيد در اين كيسه چيست ؟ گفت : چيزى است كه اگر غذايت هضم نشود و اندكى از آن بخورى غذايت هضم مىشود . ابن عمر گفت : من چهار ماه است كه هرگز شكم خويش را آكنده از خوراك نكردهام .
عمرو بن هيثم از مالك بن مغول ، از نافع نقل مىكرد * مردى براى ابن عمر چيزى كه براى گوارش [ 1 ] سودمند است آورد ، ابن عمر پرسيد اين چيست ؟ گفت : غذا را هضم مىكند . ابن عمر گفت : يك ماه است كه من خوراكى سير نخوردهام با اين دارو چه كنم .
ابو بكر بن عبد الله بن اويس مدنى از سليمان بن بلال ، از جعفر بن محمد ، از نافع نقل مىكند * براى عبد الله بن عمر مال فرستاده مىشد و مىپذيرفت و مىگفت : از كسى چيزى مطالبه و سؤال نمىكنم و آنچه را هم كه خداوند روزى من قرار داده است ، رد نمىكنم .
فضل بن دكين از حاتم بن اسماعيل ، از جعفر بن محمد ، از نافع نقل مىكند * مختار ثقفى براى ابن عمر اموالى مىفرستاد و او مىپذيرفت و مىگفت : از كسى چيزى مطالبه و سؤال نمىكنم و آنچه را هم كه خداوند روزى من قرار داده است ، رد نمىكنم .
هامش
[ 1 ] . در متن عربى كلمهء « جوارش » معرب گوارش آمده است ، يعنى معجونى كه براى هضم غذا مىساختهاند . به فرهنگ فارسى معنى مراجعه فرماييد - م .