تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
( 1 ) يك ديگر گفتيم چه كنيم كه به هر حال از ميدان جنگ گريختيم و سزاوار غضب و خشم خدا شديم . گفتيم به مدينه مىرويم ، شب را آنجا مىمانيم و فردا برمىگرديم و كسى ما را نخواهد ديد . چون وارد مدينه شديم گفتيم بهتر است خود را به پيامبر ( ص ) نشان دهيم اگر توبه ما پذيرفته و راهى براى آن باشد ، در مدينه مىمانيم و اگر چنان نبود خواهيم رفت . پيش از نماز صبح بر سر راه پيامبر ( ص ) نشستيم و چون از حجره بيرون آمدند ، برخاستيم و گفتيم : ما گريختگانيم . فرمود : نه كه حمله كنندگانيد . [ 1 ] ما نزديك رفتيم و دستش را بوسيديم و فرمود كه ما گروه مسلمانانيم . محمد بن عبد الله اسدى از سفيان ، از عبد الله بن محمد بن عقيل ، از ابن عمر نقل مىكند * پيامبر ( ص ) به او بردى ابريشمى بخشيده‌اند و به اسامة بن زيد دو حلهء مصرى بخشيده‌اند و فرموده‌اند : آنچه از جامه كه به زمين كشيده شود در آتش خواهد بود . [ 2 ] هشام بن وليد طيالسى از ليث بن سعد ، از نافع ، از ابن عمر نقل مىكند * پيامبر ( ص ) سريه‌اى به ناحيهء نجد فرستاد كه عبد الله بن عمر هم ميان ايشان بود . سهم هر يك از شركت كنندگان از غنايم آن سريه دوازده شتر شد و علاوه بر آن هر كدام يك شتر ديگر هم برداشتند و رسول خدا ( ص ) همان گونه تصويب فرمود و در آن تغييرى نداد . روح بن عبادة از اسود بن شيبان ، از خالد بن سمير ، از موسى بن طلحة نقل مىكند كه مىگفته است * خداوند عبد الله بن عمر را رحمت فرمايد كه ظاهر و باطنش يكسان بود و به خدا سوگند من او را چنين مىپندارم كه همواره بر همان عهد رسول خداوند باقى است و پس از رحلت پيامبر ( ص ) هيچ تغييرى نكرده و در فتنه نيفتاده است . به خدا سوگند كه قريش در فتنهء نخستين خود او را گول نزد و فريب نداد و من با خود گفتم كه اين شخص در مورد كشته شدن پدرش هم فقط بر پدر اندوهگين مىشود . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ابو سنان ، از يزيد بن موهب نقل مىكند * عثمان بن عفان به عبد الله بن عمر گفت : ميان مردم قضاوت كن . گفت : هرگز ميان دو تن قضاوت نخواهم كرد و براى دو تن امامت نخواهم كرد . عثمان گفت : براى من هم قضاوت را بر عهده نمىگيرى ؟ گفت : نه كه به من خبر رسيده است قاضيان سه گروه هستند ، گروهى كه به نادانى قضاوت مىكنند و در آتش‌اند و گروهى كه ستم مىكنند و به هواى نفس گرايش مىيابند ،
هامش
[ 1 ، 2 ] . هر دو حديث براى توضيح در كتابهاى غريب الحديث از جمله در نهاية ابن اثير نقل شده است و با توجه به آن ترجمه شد . متن حديث اول در نهايه ذيل مادهء « عكر » صحيح‌تر ضبط شده است - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 129 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد