( 1 )
عبد الله بن عمر
عبد الله بن عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزّى بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر است . مادرش زينب دختر مظعون بن حبيب بن وهب بن حذافة بن جمح بن عمرو بن هصيص است .
عبد الله بن عمر در مكه به هنگام مسلمان شدن پدرش مسلمان شد و در آن هنگام هنوز بالغ نشده بود و همراه پدر خويش به مدينه هجرت كرد . كنيهء او ابو عبد الرحمان است .
او را دوازده پسر و چهار دختر بوده است . مادر ابو بكر و ابو عبيدة و واقد و عبد الله و عمر و حفصة و سودة ، صفيّه دختر ابو عبيد بن مسعود بن عمرو بن عمير بن عوف بن عقدة بن غيرة بن عوف بن كَسِىّ است و كَسِىّ همان ثقيف است . مادر پسر ديگرش عبد الرحمان ، ام علقمه دختر علقمة بن ناقش بن وهب بن ثعلبة بن وائلة بن عمرو بن شيبان بن محارب بن فهر است .
كنيهء عبد الله بن عمر از همين پسر او همين پسر او و ابو عبد الرحمان است . مادر سه پسر ديگرش سالم و عبيد الله و حمزه كنيزى است . همچنين مادر فرزندان ديگرش زيد و عايشه و بلال و ابو سلمه و قلابه كنيزند . هر چند گفته شده كه مادر زيد ، سهلة دختر مالك بن شحاح از خاندان زيد بن جشم بن حبيب بن عمرو بن غنم بن تغلب است .
يزيد بن هارون از ابو معشر ، از نافع ، از ابن عمر نقل مىكند كه مىگفته است * روز جنگ بدر سيزده ساله بودم و چون مرا به پيامبر ( ص ) نشان دادند مرا برگرداند . در جنگ احد چهارده ساله بودم باز هم همين كه مرا به پيامبر ( ص ) نشان دادند مرا برگرداند . ولى در جنگ خندق كه پانزده سال داشتم ، چون پيامبر ( ص ) مرا ديدند پذيرفتند . يزيد بن هارون مىگويد : بايد در جنگ خندق ابن عمر شانزده ساله بوده باشد . زيرا ميان جنگ احد و جنگ خندق جنگ بدر كوچك هم بوده است . [ 1 ]
عبد الله بن نمير همدانى و محمد بن عبيد طنافسى از قول عبيد الله بن عمر ، از نافع ، از ابن عمر نقل مىكنند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در جنگ احد چون از من سان ديدند مرا كه چهارده ساله بودم برگرداندند و اجازهء شركت در جنگ ندادند ، ولى روز جنگ
هامش
[ 1 ] . براى اطلاع از اين جنگ كه به بدر الموعد هم معروف است به مغازى ، ج 1 ، ص 285 مراجعه فرماييد - م .