( 1 ) مىگرفت و مراسم رسمى ازدواج ، تصميمگيريها دربارهء جنگ و مشورتهاى گوناگون همه آن جا بود و حتى دختران جامهء عروسى در آن جا به تن مىكردند يا آن جا جامه را مىبريدند و سپس آن را به خانه مىبردند . و هيچ پرچمى براى جنگ چه از قريش و چه از ديگر قبائل بسته نمىشد مگر در آن جا و معمولا پرچم را قصىّ شخصا مىبست و بر چوبه نصب مىكرد و هيچ پسرى را جاى ديگرى غير از آن جا ختنه نمىكردند . و كاروانهاى بازرگانى قريش از آن جا حركت مىكرد و چون به مكه برمىگشت ، نخست آن جا فرود مىآمد و اين امور به منظور بزرگداشت قصى و استفاده از رأى و انديشهء او بود و از او حق شناسى مىنمودند و دستور او را چون او امر دينى محترم مىشمردند و از آن پيروى مىكردند و در زمان زندگى قصىّ و بعد از مرگ او غير از اين رفتار نمىشد و پردهدارى و آبرسانى و پذيرايى و امور مربوط به پرچمدارى و مشورت و فرمانروايى مكه همگى در اختيار او بود و هر كس كه اهل مكه نبود و وارد آن مىشد عشريه [ يك دهم ] مىپرداخت . و گويد : آن را از اين جهت دار الندوة ناميده بودند كه قريش براى هر خير و شرى در آن اجتماع مىكردند ، و « ندى » محل جمع شدن [ انجمن خانه ] است . قصى مكه را به چهار بخش تقسيم كرد و هر يك از اقوام را در همان محل كه امروز منازل ايشان قرار داد ، ساكن ساخت و شهر تنگ شد . و در مكه درختان بزرگ خاردار وجود داشت و قريش مىترسيدند در منطقهء حرم آن درختان را قطع كنند . قصى دستور داد قطع كنند و گفت شما آنها را به قصد پيدا كردن جاى سكونت قطع مىكنيد و به منظور مشخص ساختن نقشه اين كار را انجام مىدهيد و نفرين و لعن خدا براى كسى است كه به منظور فساد و نابودى قطع كند و خود و يارانش به قطع درختان پرداختند و قريش هم اين كار را انجام دادند و او را مجمّع [ گرد آورنده ] ناميدند كه همهء كارها براى او فراهم آمده بود و امر قريش را به سر و سامان رسانده بود ، و قريش از قصىّ و انديشهاش بهرهور بودند و او را فرخنده و مبارك مىدانستند و به پادشاهى پذيرفته بودند . قصى بيشتر خانوادههاى قريش را در منطقهء ابطح سكونت داد و به همين جهت به قريش بطاح معروف شدند ، و بنى معيص بن عامر بن لؤىّ و بنى تيم ادرم بن غالب بن فهر ، و بنى محارب بن فهر ، و بنى حارث بن فهر در پشت مكه زندگى مىكردند و به آنها ظواهر مىگفتند ، زيرا همراه قصى به منطقهء ابطح نكوچيده بودند ، ولى خاندان ابو عبيدة بن جراح كه از بنى حارث بن فهرند بعدا به ابطح كوچيدند و آنها همراه مطيبين از قريش بطاح شمرده مىشوند و ذكوان غلام عمر بن خطاب هنگامى كه به ضحاك بن قيس فهرى ضربت زد
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 58
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٥٨