( 1 )
اسماعيل عليه السلام
هشام بن محمد بن سائب كلبى از پدرش ، و محمد بن عمر اسلمى از قول تنى چند از دانشمندان نقل مىكردند * هاجر قبطى و از دهكدهيى از الفرمّى [ 1 ] كه نزديك فسطاط [ 2 ] مصر است ، بوده است ، و متعلق به يكى از فرعونهاى سركش و جبّار قبطى بوده و اين فرعون همان كسى است كه مزاحم ساره همسر ابراهيم ( ع ) شد و دچار غش گرديد ، و نيز گفتهاند چون خواست به ساره دست دراز كند دستش بر سينهاش خشك شد و به ساره گفت دعا كن تا خداوند اين بيمارى را از من ببرد و من تو را ناراحت نخواهم كرد . ساره دعا كرد و دست او به حال نخست برگشت و گرفتارى صرع و غش او از بين رفت . فرعون هاجر را كه امينتر كنيزش بود خواست و او را به ساره هديه داد و بر ساره جامه پوشاند . ساره ، هاجر را به ابراهيم ( ع ) بخشيد و ابراهيم با او هم بستر شد و اسماعيل كه بزرگترين پسر ابراهيم است از او متولد شد . نام اسماعيل ، اشموئيل بوده و به صورت اسماعيل معرب شده است .
عفان بن مسلم از سليم بن اخضر ، از ابن عون نقل مىكرد كه محمد مىگفته است * نام مادر اسماعيل آجر بوده است بدون ه .
محمد بن حميد كه پدر ابو سفيان عبدى است از معمر ، از ايوب ، از ابن سيرين ، از ابو هريره نقل مىكرد كه مىگفته است * ابراهيم و ساره از سرزمين مرد سركشى از سركشان روزگار عبور كردند و خبر آن دو را به آن مرد سركش رساندند . آن پادشاه ستمگر كسى به
هامش
[ 1 ] . به فتح ف و ر و ميم ، از دهكدههاى ساحل درياى احمر در مصر . - م .
[ 2 ] . فسطاط ، از مناطق آباد مصر ، دربارهء اين هر دو كلمه ياقوت در معجم البلدان بحث مستوفى ايراد كرده است ، رك :
معجم البلدان ، ج 6 ، ص 367 و 376 . - م .