( 1 ) هشام بن محمد از پدرش ، از ابو صالح ، از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * چون ابراهيم ( ع ) از آتش بيرون آمد و از كوثى گريخت ، در آن هنگام زبان او سريانى بود ولى همين كه در منطقهء حرّان از فرات عبور كرد زبانش را خداوند به عبرانى ، مبدل ساخت . و هم گفتهاند هنگام عبور از فرات زبان او عبرانى بود كه نمرود كس از پى او فرستاده دستور داده بود هر كس را كه به سريانى صحبت كند بگيرند و رها نسازند . مأموران نمرود به ابراهيم برخوردند و آن حضرت با زبان عبرانى صحبت مىكرد . او رها كردند كه زبانش را نمىدانستند .
هشام بن محمد از پدرش نقل مىكند كه * ابراهيم از بابل به شام هجرت كرد . آن جا ساره بيامد و خود را به او بخشيد . و ابراهيم با او ازدواج كرد و ساره هم همراه ابراهيم از شام بيرون آمد و در آن هنگام ابراهيم ( ع ) سى و هفت ساله بود . ابراهيم به حرّان آمد و روزگارى مقيم آن جا شد . سپس به اردن [ 1 ] آمد و مدتى آن جا ماند و آن گاه به مصر رفت و مدتى آن جا ماند ، سپس به شام برگشت و در سرزمينى به نام سبع كه ميان ايليا [ 2 ] و فلسطين بود اقامت كرد و چاهى حفر كرد و مسجدى ساخت و چون برخى از مردم او را آزردند ، از پيش ايشان كوچيد و به سرزمينى ميان رملة [ 3 ] و ايليا كوچيد و آن جا چاهى حفر كرد و مقيم شد و خداوند او را مال و خدمتگزاران فراوان داده بود ، و او نخستين كس است كه از ميهمان پذيرايى كرد و تريد فراهم ساخت و نخستين كس است كه در سر و روى خود موى سپيد ديد .
محمد بن عبد اللّه اسدى از سفيان ثورى ، از عاصم ، از ابو عثمان نقل مىكرد ، و عاصم مىگفته است * براى من از قول سلمان هم نقل كردهاند كه ابراهيم ( ع ) از پروردگار خود تقاضاى خير فرمود و ناگاه صبحگاهى متوجه شد كه دو سوم موهاى سرش سپيد شده است .
عرض كرد پروردگارا ، اين چيست ؟ به او گفته شد مايهء عبرت و تذكّر در دنيا و نور و فروغ آخرت است .
محمد بن عبد اللّه اسدى از سفيان بن سعيد ، از پدرش ، از عكرمه نقل مىكند كه * كنيهء ابراهيم ( ع ) ابو الاضياف [ پدر ميهمانان ] بود .
هامش
[ 1 ] . اردن ، با تشديد نون صحيح است هر چند تلفظ امروز بدون تشديد است . - م .
[ 2 ] . ايليا ، نام اصلى و قديمى بيت المقدس است ، رك : معجم البلدان ، ج 1 ، ص 392 . - م .
[ 3 ] . رمله ، از شهرهاى معروف شام است ، رك : تقوم البلدان ، 257 - 254 . - م .