( 1 ) غزوان است نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) هفت گوسپند شيرى به نامهاى عجوة ، زمزم ، سقيا ، بركة ، ورسة ، اطلال و اطراف داشتند .
واقدى از ابو اسحاق ، از عباد بن منصور ، از عكرمة ، از ابن عباس نقل مىكند * پيامبر ( ص ) داراى هفت بز شيرى بودند كه ام ايمن آنها را مىچراند .
واقدى از عبد الملك بن سليمان ، از محمد بن عبد الله بن حصين نقل مىكرد * گوسپندان شيرى رسول خدا را در احد مىچراندند و همه شب آنها را به خانهيى كه پيامبر ( ص ) بود مىآوردند .
واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابو سبرة ، از مسلم بن يسار ، از وجيهة كنيز آزاد كردهء ام سلمه نقل مىكرد كه مىگفته است * از ام سلمه پرسيدم آيا رسول خدا صحرانشينى هم مىفرمود ؟ گفت : به خدا سوگند تا آنجا كه من مىدانم نه ، ولى ما هفت بز داشتيم كه چوپان گاهى آنها را در احد و گاهى در جماء به چرا مىبرد و شبها آنها را پيش ما مىآوردند ، شتران دوشايى هم در ذى الجدر و در غابة داشت كه شير آنها را هم پيش ما مىآوردند و شير گوسپند و شتر بيشترين خوراك ما بود .
اسود بن عامر و هيثم بن خارجة نقل مىكنند كه يحيى بن حمزة ، از زيد بن واقد و نعمان نقل مىكردند * از مكحول در مورد پوست حيوان حلال گوشت مرده سؤال كردند ، گفت : پيامبر ( ص ) ميشى به نام قمر داشت روزى آن را نديد ، فرمود : قمر چه شده است ؟
گفتند : مرد . فرمود : پوست آن را چه كرديد ؟ گفتند : مگر پوست مرده نيست . فرمود : دباغى كردن آن موجب طهارت آن است . هيثم در اين حديث از نعمان نام نبرده و حديث خود را از زيد از مكحول نقل مىكند .
واقدى از خالد بن الياس ، از صالح بن نبهان ، از پدرش از ابو الهيثم بن تيهان ، از پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه مىفرموده است * در هر خانه كه ميشى وجود داشته باشد در آن خانه بركت است .
واقدى از خالد بن الياس ، از ابو ثفال ، از خالد ، از پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه فرموده است * در هر خانهيى كه سه گوسپند باشد فرشتگان بر اهل آن خانه شب تا به صبح را دعا مىكنند .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 466
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤٦٦