تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
( 1 ) ابو بكر عطا فرمود ، خر به هنگام بازگشت پيامبر ( ص ) از حجة الوداع سقط شد . هاشم بن قاسم كنانى و ليث بن سعد از يزيد بن ابو حبيب ، از ابو الخير ، از عبد الله بن زرير غافقى ، از على بن ابو طالب ( ع ) نقل مىكنند كه مىفرموده است * به پيامبر ( ص ) استرى تقديم شد ، گفتيم اجازه مىفرماييد كه ما هم خرها را با ماده اسبهاى خود جفت‌گيرى كنيم تا استر بياورند . فرمود : اين كار را اشخاص نادان انجام مىدهند . ابو بكر بن عبد الله بن ابو اويس مدنى از سليمان بن بلال ، از علقمة بن ابو علقمة نقل مىكند كه مىگفته است به من گفته‌اند * اسم خر پيامبر ( ص ) يعفور بوده و خداوند داناتر است . يعقوب بن اسحاق حضرمى و يزيد بن عطاء بزاز و ابو اسحاق از ابو عبيدة بن عبد الله بن مسعود ، از پدرش نقل مىكردند كه مىگفته است * پيامبران پشمينه پوشى مىكردند و بز مىدوشيدند و بر خر سوار مىشدند و رسول خدا ( ص ) هم خرى به نام عفير داشت . محمد بن عبد الله اسدى و قبيصة بن عقبه گفتند سفيان ثورى ، از جعفر ، از پدرش - آيا منظور حضرت صادق سلام الله عليه است ؟ - نقل مىكردند * نام استر پيامبر ( ص ) شهباء و نام خر آن حضرت يعفور بوده است .

شتران رسول خدا ( ص )

واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم تيمى ، از پدرش نقل مىكند * قصوا ناقهء پيامبر ( ص ) از شتران قبيلهء بنى حريس بود كه ابو بكر آن را همراه ناقهء ديگرى و هر دو را به هشتصد درم خريده بود . پيامبر ( ص ) آن را از ابو بكر به چهار صد درم خريد و آن ناقه تا هنگامى كه تلف شد پيش پيامبر ( ص ) بود ، و همان است كه پيامبر ( ص ) با آن هجرت فرمود و هنگامى كه پيامبر به مدينه رسيدند آن ناقه چهار ساله بود و به نامهاى قصواء و جدعاء و غضباء ناميده مىشد . واقدى از ابن ابو ذئب ، از يحيى بن يعلى ، از ابن مسيب نقل مىكند * نام اين ناقه غضباء و كنارهء گوشش بريده بوده است . محمد بن عبد الله اسدى و قبيصة بن عقبة گويند ، سفيان ، از جعفر ، از پدرش نقل مىكند * نام اين ناقه قصواء بوده است ، ابو بكر بن عبد الله بن ابو اويس هم از سليمان بن بلال