( 1 ) به فكر انتقام كشيدن نبود ، هر گاه به چيزى اشاره مىكرد با تمام كف دست خود اشاره مىفرمود ، و به هنگام تعجب و شگفتى آن را وارونه مىفرمود گاه به هنگام صحبت با دست راست خود انگشت ابهام دست چپ خويش را مىگرفت ، هر گاه خشمگين مىشد روى برمىگرداند و غيرتمند بود و به هنگام خشنودى چشم فرو مىبست ، بيشتر خندهاش به صورت تبسم بود و بدون اينكه قهقه بزند دندانهاى چون تگرگش آشكار مىشد .
امام حسن ( ع ) مىگويد : مدتى اين موضوع را از امام حسين ( ع ) پوشيده داشتم وقتى با او صحبت كردم معلوم شد او پيش از من دربارهء همين موضوع از هند سؤال كرده است و از پدرمان هم دربارهء چگونگى ورود و خروج رسول خدا ( ص ) و كيفيت نشستن ايشان و صفات جسمى آن حضرت پرسشهايى كرده و جواب كافى گرفته است .
امام حسين ( ع ) مىگويد : از پدرم در مورد امور داخلى زندگانى پيامبر ( ص ) پرسيدم ، فرمود : هر گاه اراده مىفرمود به خانه مىرفت ، و وقت خود را در خانه به سه بخش تقسيم مىكرد ، بخشى براى عبادت خداوند و بخشى براى انجام كارهاى خانوادهاش و بخشى براى خودش ، و از بخش مخصوص به خود قسمتى را به مردم اختصاص مىداد و عام و خاص را مىپذيرفت و چيزى از آنان مضايقه نمىداشت .
در اين مورد اهل فضل و تقوى را بر ديگران ترجيح مىداد ، و نيازهاى ايشان را برمىآورد ، برخى يك حاجت برخى دو حاجت و برخى چند حاجت داشتند ، پيامبر ( ص ) سرگرم پاسخ دادن و برآوردن نيازهاى ايشان مىشد و در اين هنگام مسائلى را كه به صلاح ايشان و عموم مسلمانان بود مطرح مىكرد و مىفرمود حاضران به افراد غايب ابلاغ كنند و نياز اشخاصى را كه به من دسترسى ندارند بيان كنيد كه هر كس نياز نيازمندى را به صاحب قدرتى برساند كه خود او نتواند بيان كند ، خداوند در قيامت او را پايدار و استوار مىفرمايد ، در محضر آن حضرت چيزى جز اين صحبت نمىشد و از هيچ كس موضوع ديگرى پذيرفته نمىشد ، معمولا گروه گروه براى كسب فيض به حضورش مىآمدند و در حالى بيرون مىرفتند كه كامشان از شهد علم شيرين شده و خود راهنماى ديگران مىشدند .
امام حسين ( ع ) مىگويد : از پدرم پرسيدم برنامه بيرون از منزل رسول خدا چگونه بود ؟ گفت : پيامبر ( ص ) جز در مواردى كه مردم را كمك كند و دلهاى ايشان را به يك ديگر نزديك كند و موجب تفرقه نشود صحبتى نمىفرمود ، معمولا بزرگ هر قومى را گرامى مىداشت و همو را بر آنها سالارى مىداد ، بدون آنكه نسبت به كسى ترشرويى و بدخلقى
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 403
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤٠٣