تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
( 1 ) شجاع‌تر و زيباروتر و سپيدچهره‌تر و درخشان‌ترين مردم بود . عبيد الله بن موسى از حسن بن صالح ، از سماك ، از عكرمة نقل مىكرد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) موهاى سبيل خود را كوتاه مىفرمود و قبل از ايشان هم حضرت ابراهيم خليل چنان مىفرموده است . وكيع بن جرّاح از مسعر ، از عوف نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) هيچ گاه نمىخنديد مگر به صورت لبخند و تبسم و هرگز به سويى برنمىگشت مگر با تمام بدن . عفان بن مسلم از سعيد بن يزيد ، از ابو سليمان ، از قول مردى ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) هيچ گاه به سويى برنمىگشت مگر با تمام بدن . هاشم بن قاسم از حسام بن مصكّ ، از قتادة نقل مىكند * خداوند هيچ گاه پيامبرى را مبعوث نمىفرمايد مگر اينكه خوش چهره و خوش صداست ، چنان كه پيامبر شما را هم كه مبعوث فرمود خوش صورت و خوش صوت بود البته آواز نمىخواند ولى كلمات را با مدّى زيبا اداء مىفرمود . اسحاق بن يوسف ازرق از زكريا بن ابو زائدة ، از سعد بن ابراهيم ، از نافع بن جبير بن مطعم نقل مىكرد * پيامبر ( ص ) مىفرموده است ، من سالخورده گرديده‌ام در ايستادن در نماز و ركوع و سجود بر من پيشى نگيريد . ابو ضمرة انس بن عياض از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكند * رسول خدا ( ص ) چيزى از نماز خود را نشسته نمىگزارد ولى چون سالخورده شد گاهى ميان قرائت به زمين مىنشست و سى چهل آيه را كه از سوره‌هاى بزرگ باقى مىماند دو مرتبه برمىخاست و بقيه را تلاوت مىفرمود ، بعد ركوع و سجده را انجام مىداد . فضل بن دكين از داود بن قيس فراء ، از عبيد الله بن عبد الله بن اقرم خزاعى ، از قول پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * همراه پدرم در بيابانى بودم ، كاروانى از كنار ما گذشت و شتران خود را كنار راه خواباندند ، و وقت نماز بود معلوم شد پيامبر ( ص ) همراه آنهاست ، نماز گزاردند ، من هم با ايشان نماز گزاردم ، گويى هم اكنون هم زير بغلهاى پيامبر ( ص ) را در حال سجده مىبينم . عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از قول مردى از بنى تميم نقل مىكند كه مىگفته است شنيدم ابن عباس مىگفت * پيامبر ( ص ) را در حال سجده ديدم و متوجه سپيدى زير بغل ايشان شدم .