تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
( 1 ) انگشتك زدن در اعراب دليل شگفتى است . خالد بن خداش و عبد الله بن وهب از ابن لهيعة ، از عقيل ، از ابن شهاب نقل مىكنند * ابو هريره بر مغيرة بن اخنس گذشت و مغيره مشغول غذا خوردن بود ، ابو هريره پرسيد اين غذا چيست ؟ گفت : آرد سبوس گرفته و گوشت چرب . ابو هريره سخت تعجب كرد و گفت : اى مغيره از تو تعجب است ، پيامبر ( ص ) را خداوند در حالى قبض روح فرمود كه حتى از نان جو و روغن نمىتوانست شبانه‌روزى دو مرتبه غذا بخورد و حال آنكه تو و يارانت اين چنين دنيا را ميان خود گرفته‌ايد ، و انگشتك زد ، و منظورش اين بود كه آنان چون كودكانند . مسلم بن ابراهيم از ابان بن يزيد ، و قتاده از انس بن مالك نقل مىكند * هرگز در غذاى روز يا شب پيامبر نان و گوشت با هم در سفره نبود مگر در ميهمانيها . مسلم بن ابراهيم از قول سلام بن مسكين ، از عمر بن معدان ، از انس بن مالك نقل مىكند كه مىگفت * در وليمه‌يى كه رسول خدا مىداد حضور داشتم كه بر سفره نه گوشت بود و نه نان . عمرو بن عاصم كلابى از همّام ، از قتاده نقل مىكرد كه مىگفت * معمولا هر وقت به خانهء انس بن مالك مىرفتيم ، نانواى او مشغول پخت بود ، روزى گفت : از اين نان بخوريد ، به ياد ندارم كه رسول خدا تا هنگامى كه به خداى خود پيوست ، نان آرد سبوس گرفته و گوسپند بريانى در سفرهء خود ديده باشد . معن بن عيسى از عبد الله بن مؤمّل ، از عبد الله بن ابو مليكة ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) هرگز در روز دو نوع غذا تناول نمىفرمود ، اگر گوشتى فراهم بود و مىخورد چيز ديگرى بر آن نمىافزود ، و اگر خرما مىخورد يا نان فراهم مىشد چيز ديگرى بر آن نمىافزود ، و وقتى بيمار بود ، عربها برخى از داروها را پيشنهاد مىكردند و پيامبر ( ص ) خود را معالجه مىكرد و مردم غير عرب هم گاه دارويى عرضه مىكردند و خود را با آن مداوا مىفرمود . محمد بن عمر واقدى از عبد الله بن جعفر ، از يزيد بن هاد ، از عروة ، از عايشه نقل مىكرد * رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود در حالى كه هيچ گاه دو مرتبه در شبانروز از نان جو سير نشد ، گاهى سبدى خرما هديه مىكردند كه مقدارى رطب در آن بود و بسيار خوشحال مىشديم .