تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
( 1 ) سعيد بن سليمان از سليمان بن مغيرة از حميد كه همان ابن هلال است نقل مىكند كه عايشه مىگفت * ابو بكر شبى ران گوسپندى براى ما فرستاد ، من قطعه‌يى از آن مىكندم و مىخوردم و گاهى پيامبر ( ص ) در دست نگه مىداشت و قطعه‌يى مىكند و مىخورد و من آن را در دست نگه مىداشتم . به عايشه گفتند : چراغ نبود ؟ گفت : اگر چراغ مىداشتيم آن را نانخورش مىكرديم . گاه يك ماه مىگذشت و خاندان پيامبر ( ص ) نان نمىپختند و ديگى بر آتش نمىنهادند . مىگويد ، اين موضوع را براى صفوان نقل كردم ، گفت : گاهى اين موضوع دو ماه طول مىكشيد . عبيد الله بن موسى از شيبان ، از اعمش ، از عمرو بن مرّة ، از ابو نضر نقل مىكرد كه مىگفت از عايشه شنيدم كه مىگفت * در خانه با پيامبر ( ص ) نشسته بوديم ، ابو بكر ران گوسپندى براى ما هديه فرستاد و من در تاريكى آن را همراه رسول خدا قطعه قطعه كرديم ، كسى گفت : مگر چراغ نداشتيد ؟ گفت : اگر چراغى مىداشتيم آن را مىخورديم . خالد بن خداش و ابو جميع از حميد بن هلال نقل مىكرد و او سلسلهء حديث خود را به عايشه مىرساند كه مىگفته است * شبى ران پوست كندهء گوسپندى را از خانهء ابو بكر براى ما هديه آوردند ، گاهى رسول خدا ( ص ) آن را قطعه قطعه مىكرد و گاهى من ، مردى گفت : اى ام المؤمنين مگر چراغ نداشتيد ؟ گفت : اگر چراغى مىداشتيم آن را مىخورديم . خالد بن خداش از عبد الله بن وهب ، از ابو صخر حميد بن زياد ، از يزيد بن قسيط ، از عروة ، از عايشه نقل مىكرد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) رحلت فرمود و حال آنكه هيچ گاه در شبانروز دو وعده غذا نداشت و از نان جو و روغن هم نمىتوانست دو مرتبه سير شود . روح بن عبادة و ابو داود سليمان طيالسى از شعبة ، از سماك ، از نعمان بن بشير نقل مىكرد كه مىگفت از عمر بن خطاب ضمن آنكه خبر فتوحات را به مردم مىداد ، شنيدم كه مىگفت * خودم ديدم رسول خدا ( ص ) تمام روز از گرسنگى به خود مىپيچيد و حتى خرماى معمولى نمىيافت كه شكم خود را سير فرمايد . عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از سماك ، از نعمان بن بشير نقل مىكند كه مىگفت از عمر شنيدم مىگفت * خدا را ستايش كنيد چه بسا روزها كه پيامبر ( ص ) از گرسنگى به خود مىپيچيد و خرماى معمولى هم پيدا نمىكرد تا شكم خود را سير فرمايد . فضل بن دكين و حسن بن موسى گفتند زهير ، از سماك نقل مىكرده است كه شنيده