( 1 ) است * نعمان بن بشير از فراز منبر به مردم مىگفته است : پيامبر ( ص ) چگونه بود و شما چگونهايد . مگر پيامبر شما از خرماى معمولى سير مىشد و شما امروز به انواع رطب و كره و سرشير هم راضى نيستيد . حسن بن موسى در اين روايت به جاى انواع خرما انواع لباس گفته است .
موسى بن اسماعيل از ابو داود سليمان بن عبيد مازنى ، از عمران بن زيد مدنى ، از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * به خانهء عايشه رفتيم و گفتيم مادر جان سلام ، گفت :
سلام بر تو و گريست . گفتيم : مادر جان چرا گريه مىكنى ؟ گفت : به من خبر رسيده است كه برخى از شما چندان غذاهاى گوناگون مىخورند كه نيازمند دارو مىشوند تا غذاى آنان را هضم كند و پيامبر شما ( ص ) را به خاطر آوردم كه از دنيا رحلت فرمود در حالى كه هيچ گاه در شبانروز از دو نوع غذا سير نمىشد ، اگر خرما خورده بود نان نمىخورد و اگر نان خورده بود خرماى نمىخورد و اين موضوع مرا به گريه وا داشت .
محمد بن اسماعيل بن ابو فديك و محمد بن عمر واقدى از حماد بن ابو حميد ، از محمد بن منكدر نقل مىكنند كه مىگفت * عروة بن زبير به من رسيد و دستم را گرفت و گفت : اى ابو عبد الله ، گفتم : گوش به فرمانم بگو ، گفت : امروز پيش مادرم عايشه - از نظر اينكه همسران رسول خدا به منزله مادران مسلمانانند عروه چنين تعبير كرده است ، ضمنا توجه داريد كه عايشه خاله اوست - رفتم و او گفت : پسركم ، گفتم : آرى . گفت : به خدا سوگند گاه در خانهء پيامبر ( ص ) چهل شب پياپى بر ما مىگذشت در حالى كه در خانه چراغ و هيچ گونه آتش ديگر برافروخته نمىكرديم . گفتم : مادر جان پس با چه چيزى زندگى مىكرديد ؟ گفت : با دو چيز سياه ، خرما و آب . [ 1 ]
روح بن عبادة از بسطام بن مسلم ، از معاوية بن قرّة ، از پدرش نقل مىكنند كه مىگفته است * ما با پيامبر خود روزگار گذرانديم و خوراكى جز دو چيز سياه نداشتيم ، گويد ، پدرم به من گفت : آيا مىدانى دو چيز سياه چيست ؟ گفتم : نه ، گفت : خرما و آب .
فضل بن دكين از مصعب بن سليمان زهرى نقل مىكند كه مىگفته است از انس بن مالك شنيدم كه مىگفت * مقدارى خرما براى رسول خدا هديه آوردند كه دست به كار
هامش
[ 1 ] . اين تعبير « دو چيز سياه » براى آب و خرما شايد منظور بيان رنگ نباشد زيرا در مورد آب درست نيست ، و به طورى كه مىبينيد در چند روايت آمده است ، گمان مىكنم منظور بيان بىارزش بودن آن دو يا فراوانى نسبى و در دسترس بودن همگان باشد ، ما هم در فارسى براى بيان بىارزشى چيزى گاهى مىگوييم دو پول سياه نمىارزد . - م .