( 1 ) حرام بود حتما بر سفرهء رسول خدا ( ص ) كسى از آن نمىخورد .
هاشم بن قاسم از ابو جعفر رازى و ورقاء بن عمر ، از عبد الله بن دينار ، از ابن عمر نقل مىكرد * مردى با صداى بلند پيامبر ( ص ) را صدا كرد و گفت : در مورد سوسمار چه مىفرمايى ؟ فرمود : من نمىخورم آن را حرام هم نمىكنم .
عفان بن مسلم از حاتم بن وردان ، از يونس ، از محمد بن سيرين نقل مىكردند * براى پيامبر ( ص ) سوسمار آوردند ، فرمود : ما مردمى شهرنشينيم و سوسمار را دوست نداريم و نمىخوريم .
دوست داشتن پيامبر ( ص ) زنان و بوى خوش را
عفان بن مسلم و سلام ابو المنذر از ثابت ، از انس ، از پيامبر ( ص ) نقل مىكردند كه مىفرموده است * من از دنيا زنان و بوى خوش را دوست مىدارم و روشنى چشم من در نماز قرار داده شده است .
موسى بن اسماعيل و ابو بشر صاحب بصرى از يونس ، از حسن بصرى نقل مىكردند كه پيامبر ( ص ) مىفرموده است * از زندگى دنيا چيزى جز بوى خوش و زنان را دوست نمىدارم .
عبد الله بن جعفر رقى از ابو المليح ، از ميمون نقل مىكند * رسول خدا ( ص ) از زندگى دنيا در مورد بوى خوش و زنان بهرهمند بود - جز از بوى خوش و زنان بهرهيى نبرد .
فضل بن دكين از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از قول مردى از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) را از سه چيز دنيا خوش مىآمد ، بوى خوش و زنان و خوراك ، از دو چيز اول نسبتا بهرهمند بود و از خوراك بهرهيى نداشت .
فضل بن دكين از موسى بن قيس حضرمى ، از سلمة بن كهيل نقل مىكند * پيامبر ( ص ) هيچ چيز دنيا را بيشتر از زنان و بوى خوش دوست نمىداشت .
عفان بن مسلم از ابو هلال ، از قتادة ، از معقل بن يسار نقل مىكرد كه گفته است * پيامبر ( ص ) اسب را بسيار دوست مىداشت و سپس گفت : نه خدايا بلكه زنان را بيشتر دوست مىداشت .
ابو سلمة موسى بن اسماعيل از ابو بشر صاحب بصرى ، از يزيد رقّاشى و همگى از انس