تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
( 1 ) كرد و فرمود : براى زيور خود به كار ببر . خالد بن خداش از عبد العزيز بن محمد ، از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكند * براى پيامبر ( ص ) آب شيرين از چاه سقيا مىآوردند . [ 1 ] هاشم بن قاسم كنانى از حفص بن عمر بن عبد الله بن ابو طلحة ، از انس بن مالك نقل مىكند كه مىگفته است * يك طبق خرماى رطب براى رسول خدا ( ص ) هديه آوردند ، آن حضرت روى زانوهاى خود نشست و مشت مشت از آن به من مىداد كه براى هر يك از همسرانش فرستاده شود ، و خود نيز مشتى از آن گرفت و خورد و دانه‌هاى آن را به سمت چپ خويش ريخت ، و گوسپندى آنها را خورد .

خوردنيها و آشاميدنيهايى كه رسول خدا ( ص ) دوست نمىداشت

يونس بن محمد مودب از ليث بن سعد ، از يزيد بن ابو حبيب ، از ابو الخير ، از ابو رهم سماعى نقل مىكند كه ابو ايوب انصارى برايش گفته است * به رسول خدا ( ص ) گفتم شما كه بازماندهء غذاى خود را براى من مىفرستيد من كه اثر انگشتان شما را مىبينم دست دراز مىكنم و مىخورم - بيان علاقه ابو ايوب و تبرك جستن او به اثر انگشتان رسول خداست - ، ولى اين خوراكى كه اين دفعه براى من فرستاده‌ايد اثر انگشت شما بر آن نبود . فرمود : آرى در اين غذا پياز بود و من دوست نمىدارم به خاطر فرشته‌يى كه پيش من مىآيد پياز بخورم ولى شما پياز بخوريد . عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از ابراهيم بن عبد الاعلى ، از سويد نقل مىكند * كاسهء غذايى براى رسول خدا آوردند كه در آن سير ريخته بودند ، پيامبر ( ص ) همين كه بوى سير را احساس فرمود از غذا خوردن دست نگهداشت . معاذ و ديگران هم كه حضور داشتند دست كشيدند . پيامبر ( ص ) فرمود : چه شده است ؟ گفتند : چون شما دست كشيديد ما هم دست كشيديم . فرمود : شما به نام خدا بخوريد من با كسى مناجات و گفتگو مىكنم كه شما نمىكنيد . خالد بن خداش از عبد الله بن وهب نقل مىكرد كه مىگفت از ابو صخر شنيدم كه
هامش
[ 1 ] . سقيا ، نام چاهى در مدينه ، رك : معجم البلدان ، ج 5 ، ص 94 . - م .