( 1 ) مىگفت * براى پيامبر ( ص ) عصارهء بادام آوردند ، فرمود : ببريد كه اين آشاميدنى نازپروردگان است .
عتّاب بن زياد از ابن مبارك ، از حيوة بن شريح ، از عمرو بن مالك ، از حميد بن زياد ، از يزيد بن قسيط نقل مىكند * براى پيامبر ( ص ) عصارهء بادام آوردند و چون برابر ايشان نهادند ، فرمود : اين چيست ؟ گفتند : عصارهء بادام . فرمود : آن را از پيش من برداريد كه آشاميدنى و نوشابه نازپروردگان است .
عبيدة بن حميد از ابو عبد الله واقد خياط ، از سعيد بن جبير ، از ابن عباس نقل مىكند * براى پيامبر ( ص ) مقدارى روغن و كشك و سوسمارى آوردند - مقصود گوشت پخته شدهء سوسمار است - ، پيامبر از روغن و كشك خورد و در مورد سوسمار فرمود : اين چيزى است كه من هرگز نخوردهام ولى هر كه مىخواهد بخورد . گويد ، بر سفرهء رسول خدا ديگران گوشت سوسمار را خوردند .
هاشم بن قاسم از شعبه ، از حكم ، از زيد بن وهب ، از براء بن عازب ، از ثابت بن وديعه انصارى نقل مىكند * براى پيامبر ( ص ) سوسمارى آوردند فرمود : امتى است كه مسخ شده است و خدا داناتر است .
سعيد بن سليمان از خالد بن عبد الله ، از حصين ، از زيد بن وهب ، از ثابت بن يزيد بن وديعه نقل مىكند كه مىگفته است * همراه پيامبر ( ص ) بوديم ، چند سوسمار شكار و كباب كرديم ، يكى از آنها را به حضور پيامبر آوردند ، چوبى به دست گرفت و انگشتان حيوان را شمرد و فرمود : گروهى از بنى اسرائيل مسخ شده و به صورت خزندگان زمين در آمدند ولى نمىدانم به صورت كدام خزنده در آمدهاند . گويد ، پيامبر ( ص ) از آن نخورد ولى كسى را هم از خوردن آن منع نفرمود .
سعيد بن سليمان از عبّاد بن عوّام ، از شيبانى ، از يزيد بن اصمّ ، از ابن عباس نقل مىكند * پيامبر ( ص ) در خانهء همسر خود ميمونه بودند خوراكى براى ايشان آوردند كه از گوشت سوسمار بود ، چون پيامبر خواست از آن تناول كند ، ميمونه گفت : اى رسول خدا آيا مىدانيد اين گوشت چيست ؟ فرمود : نه . گفت : اين گوشت سوسمار است . فرمود : اين گوشتى است كه من هيچ گاه نخوردهام . فضل بن عباس و خالد بن وليد و بانوى ديگرى هم آن جا بودند ، خالد بن وليد پرسيد كه اين گوشت حرام است ؟ پيامبر فرمود : نه شما بخوريد و فضل و خالد و آن بانو خوردند . ميمونه گفت : من هم چيزى را كه پيامبر ( ص ) از آن نخوردند ،
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣٧٨