تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
( 1 ) مىكردى هر چند بار كه مىگفتم مىتوانستى سر دست و شانه به من بدهى . مسلم بن ابراهيم از جرير بن حازم ، و حميد از انس بن مالك نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) گاهى خرما و خربزه با هم مىخورد . [ 1 ] سعيد بن سليمان و مبارك بن سعيد و برادرش عمر بن سعيد از قول مردى از اهل بصره ، از عكرمة ، از ابن عباس نقل مىكردند كه مىگفته است * بهترين خوراك در نظر پيامبر ( ص ) نان تريد و خرماى آميخته با كشك و روغن بوده است . همين راوى از عبّاد ، از حميد ، از انس نقل مىكند * پيامبر ( ص ) تريد را دوست مىداشت . فضل بن دكين از مسعر ، از على بن اقمر نقل مىكرد * پيامبر ( ص ) خرما مىخورد و هر گاه به خرماى خشكيده يا دم خرما برمىخورد ، در دست خود نگه مىداشت . كسى گفت : اينهايى كه در دست شما جمع شده و باقى مانده است به من بدهيد . فرمود : آنچه را كه خود دوست ندارم بخورم راضى نمىشوم كه شما بخوريد . يحيى بن محمد جارى از عبد المهيمن بن عباس بن سهل بن سعيد ، از قول پدرش ، از پدر بزرگش نقل مىكرد * گرده نانى از مغز گندم به پيامبر ( ص ) هديه كردند ، فرمود : اين چيست ؟ من اين خوراك را تاكنون نديده‌ام . گفتند : پيامبر ( ص ) چنان نانى نمىخورد ؟ گفت : نه . حتى چنان نانى نديده بود . معمولا براى پيامبر ( ص ) جو را دستاس مىكردند و فقط دو بار آن را فوت مىكردند كه پوستهاى آن تا اندازه‌يى برود سپس آن را مىپختند و پيامبر آن را مىخورد . وهب بن جرير بن حازم از شعبة ، از ابو اسحاق نقل مىكند * عمر بن خطاب مىگفت پس از اينكه ديدم رسول خدا ( ص ) آرد را بدون اينكه غربال كنند مىخورد ، ديگر آرد را براى من هم غربال نمىكردند . اسود بن عامر و اسحاق بن عيسى هر دو از شريك ، از عبد الله بن محمد بن عقيل ، از ربيع [ 2 ] دختر معوّذ بن عفراء نقل مىكنند كه مىگفته است * سبدى خرماى رطب نوباوه - نوبرانه - براى پيامبر ( ص ) بردم ، پيامبر از آن خورد ، و يك مشت طلا و زيور به من عطا
هامش
[ 1 ] . طبيّخ ، كه لغتى در بطيخ است ، به معنى خربزه و طالبى است ، گاهى هم به معنى هندوانه به كار رفته است . - م . [ 2 ] . ربيع ، اين بانو ، در جنگها هم براى زخمبندى و پرستارى از زخميها شركت مىكرده است ، رك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 5 ، ص 451 . - م .