تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
( 1 ) است كه براى بريره صدقه است ولى او از آن به من هديه مىكرد . عبد الوهاب بن عطاء عجلى گويد عوف از حسن بصرى نقل مىكرد * رسول خدا فرموده است : خداوند صدقه را بر من و اهل بيت من حرام فرموده است . همين راوى با همين اسناد از پيامبر ( ص ) روايت مىكند * فرمود : گاه خرمايى مىبينم كه در خانه افتاده است ميل دارم آن را بخورم ولى از ترس اينكه از صدقه باشد نمىخورم . قبيصة بن عقبة از سفيان ، از منصور ، از طلحة بن مصرّف ، از انس بن مالك نقل مىكند * پيامبر ( ص ) در راه خرمايى را ديد كه به زمين افتاده است ، فرمود : اگر نمىترسيدم كه از صدقه باشد ، آن را مىخوردم . گويد ، ابن عمر در راه خرماى افتاده‌يى ديد آن را خورد . مطرّف بن عبد الله از عبد العزيز بن ابو حازم ، از اسامة بن زيد ، از عمرو بن شعيب ، از پدرش ، از جدش نقل مىكند * پيامبر ( ص ) شبى از خواب برخاست و يك دانه خرما زير پهلوى خود يافت آن را برداشت و خورد و بعد سخت اندوهگين شد و ديگر نتوانست بخوابد و اين مطلب را به يكى از همسران خود فرمود كه از ترس آنكه آن خرما صدقه بوده باشد نتوانسته است بخوابد . همين راوى از عبد الملك بن مغيرة نقل مىكند * پيامبر ( ص ) مىفرمود : اى خاندان عبد المطلب صدقه چون چرك دست مردم است از آن نخوريد و به آن چشم نداشته باشيد .

در خوراك رسول خدا و غذاهايى كه آن حضرت دوست مىداشت

ابو اسامة حماد بن اسامة از هشام بن عروة ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) شيرينى و عسل را خوش مىداشت . عمرو بن عاصم كلابى از همام ، از قتادة ، از انس نقل مىكند كه مىگفته است * در حضور پيامبر ( ص ) بودم خياطى از اهل مدينه ايشان را دعوت كرده بود ، نانى جوين و كدويى كه در دنبه سرخ شده و خوش بو نبود آورد و من متوجه شدم كه پيامبر ( ص ) را كدو خوش آمد و ظرف را پيش ايشان نهادم و چون ديدم رسول خدا كدو را دوست مىدارد من هم آن را دوست مىدارم .