تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
( 1 ) خود از آن نمىخورد . فضل بن دكين از معرّف بن و اصل سعدى ، از حغصة دختر طلق كه زنى از قبيلهء آنها بوده است نقل مىكند كه او در سال نود هجرى از قول پدر بزرگ خود ابو عميرة رشيد بن مالك نقل مىكرده است كه مىگفته است * روزى در حضور رسول خدا بودم ، مردى سبدى خرما آورد . پيامبر فرمود : هديه است يا صدقه ؟ مرد گفت : صدقه است . فرمود : براى اهل صفه ببر . در آن هنگام حسن بن على ( ع ) پيش رسول خدا چهار دست و پايى حركت مىكرد ، كودك خرمايى برداشت و در دهان نهاد ، پيامبر ( ص ) طفل را گرفت و انگشت خود را داخل دهان او فرمود و خرما را بيرون كشيد و دور انداخت و فرمود : ما خاندان محمد ( ص ) صدقه نمىخوريم . هشام بن سعيد بزاز از حسن بن ايوب حضرمى ، از عبد الله بن بسر كه از اصحاب رسول خداست نقل مىكند كه مىگفته است * خواهرم براى پيامبر ( ص ) به وسيلهء من خوراك هديه مىفرستاد و قبول مىفرمود . هشام بن سعيد از حسن بن ايوب ، از عبد الله بن بسر نقل مىكرد كه * پيامبر ( ص ) هديه را مىپذيرفت و صدقه را نمىپذيرفت . شبابة سوار و مالك و عبد الله بن صالح از على ( ع ) روايت مىكرده كه فرموده است خسرو و ديگر پادشاهان هدايايى به رسول خدا ( ص ) دادند و آن حضرت پذيرفت . روح بن عبادة از سعيد بن ابو عروبة ، از قتادة ، از انس بن مالك نقل مىكند * پيامبر ( ص ) مىفرمود اگر به من پاچه گوسپندى را هم هديه دهند مىپذيرم و اگر براى خوردن آن دعوت شوم خواهم پذيرفت . فضل بن دكين و احمد بن عبد الله بن يونس هم از فضل بن زهير ، از داود بن عبد الله نقل مىكنند كه حميد بن عبد الرحمن حميرى برايش گفته است * رسول خدا مىفرمود اگر مرا براى خوردن پاچه گوسپندى دعوت كنند يا آن را به من هديه دهند خواهم پذيرفت . موسى بن داود از نافع بن عمر ، از ابن ابو مليكة نقل مىكند * پيامبر ( ص ) به خانهء عايشه آمد ، غذايى براى آن حضرت آورد كه گوشت در آن نبود ، فرمود : مگر اينجا ديگ آب گوشتى نديدم ؟ گفتند : چرا ولى صدقه‌يى بود كه براى بريره آورده بودند و شما صدقه نمىخوريد . فرمود : آن ظرف براى من صدقه داده نشده است ، و اگر مىآورديد مىخوردم . محمد بن سعد مىگويد ، در حديث ديگرى آمده است كه پيامبر ( ص ) فرموده است : راست
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 373 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد