تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
( 1 ) چيزى آزادم ساختند و پيامبر ( ص ) او را همراه آنان روانه فرمود . بعد از اين گروه سلمة بن عياذ ازدى همراه گروهى از قوم خود پيش پيامبر ( ص ) آمد و سؤالهايى در مورد خداوند و احكامى كه پيامبر به انجام آن دعوت مىكند كرد كه پاسخ او را فرمود . او گفت : اى رسول خدا دعا كن كه خداوند دلهاى ما را به يك ديگر مهربان و ما را همعقيده و متفق فرمايد و پيامبر دعا كرد . سلمه و همراهانش مسلمان شدند .

نمايندگان غافق

[ 1 ] گويند ، جليحة بن شجّار بن صحار غافقى همراه مردانى از قوم خود به حضور پيامبر ( ص ) آمد و گفتند : ما سران قوم خود هستيم و مسلمان شده‌ايم و سهم زكات خود را از اموالمان بيرون كرده‌ايم و در محل خود نگهدارى مىكنيم ، پيامبر فرمود : آنچه براى ديگر مسلمانان و بر عهدهء ايشان است براى شما هم خواهد بود . عوز بن سرير غافقى گفت : به خدا ايمان آورديم و از رسول پيروى مىكنيم .

نمايندگان بارق

[ 2 ] گويند ، نمايندگان بارق به حضور رسول خدا آمدند و آنان را به اسلام دعوت فرمود و همگى مسلمان شدند و بيعت كردند و پيامبر ( ص ) براى ايشان اين فرمان را صادر فرمود : اين نامه‌يى از محمد ( ص ) رسول خدا براى بارق است ، هنگام چراى بهارى و تابستانى كسى حق ندارد بدون اجازهء ايشان ميوه‌ها را بچيند و يا دامهاى خود را به چرا ببرد ، در جنگها و خشكساليها هر كس از مسلمانان از سرزمين ايشان بگذرد ، سه روز از او پذيرايى شود ، و چون ميوه‌هاى آنها رسيد ، براى رهگذران فقير اين حق محفوظ است كه از ميوه‌هاى ريخته شده به اندازه‌يى كه سير شوند ، استفاده كنند بدون اينكه از آن چيزى اندوخته كنند . ابو عبيدة بن جرّاح و حذيفة بن يمان گواه اين نامه‌اند و نامه را ابىّ بن كعب
هامش
[ ] . ج 18 ، ص 115 . - م . [ 1 ] . غافق ، نام پدر طايفه‌يى از طوايف قبيلهء بزرگ ازد ، حصار غافق كه نزديك اندلس است منسوب به ايشان است . - م . [ 2 ] . بارق لقب سعد بن عدى پدر يكى از قبايل يمن است . - م .