( 1 ) خود به حضور پيامبر خدا آمدند و مسلمان شدند و بيعت كردند و از سوى قوم خود هم تعهد نمودند . پيامبر ( ص ) دستور فرمود براى ايشان نامهيى كه متضمن نصاب اموال آنها براى زكات بود نوشتند . نامه را ثابت بن قيس بن شمّاس نوشت ، سعد بن عباده و محمد بن مسلمه هم شاهد بودند .
نمايندگان اسلم
گويند ، عميرة بن افصى همراه گروهى از قبيلهء اسلم به مدينه آمدند و به پيامبر ( ص ) گفتند : به خدا و رسولش ايمان آورديم و راه و روش تو را پيروى مىكنيم ، براى ما در نزد خودت منزلتى قرار بده كه عرب فضيلت ما را بشناسد ، ما برادران انصاريم و عهدهدار مىشويم كه در همه حال تو را يارى دهيم . پيامبر فرمود : خداوند قبيلهء اسلم را به سلامت دارد و خداوند قبيلهء غفار را مورد غفران خود قرار دهد . و دستور فرمود براى قبيلهء اسلم و ديگر قبايلى كه مسلمان شدهاند و در سواحل دريا يا دشتهاى اطراف سكونت دارند ، نامهيى نوشته شود و احكام مربوط به نصاب دامها را بنويسند . نامه را ثابت بن قيس بن شماس نوشت و ابو عبيدة بن جرّاح و عمر بن خطاب شاهد بودند .
نمايندگان جذام
[ 1 ] گويند ، رفاعة بن زيد بن عمير بن معبد جذامى كه از خاندان بنى ضبيب بود ، پيش از جنگ خيبر و در زمان صلح به حضور پيامبر ( ص ) آمد ، بردهيى تقديم كرد و مسلمان شد و پيامبر ( ص ) براى او فرمانى چنين صادر فرمود :
اين عهد نامهيى است از محمد ( ص ) رسول خدا به رفاعة بن زيد و قوم او و پيروان ايشان ، رفاعة بايد ايشان را به اسلام دعوت كند ، هر كس بپذيرد از حزب خدا خواهد بود و هر آن كس نپذيرد فقط دو ماه در امان خواهد بود . قوم رفاعه دعوت او را پذيرفتند و همگى مسلمان شدند .
هامش
[ 1 ] . از قبايل بزرگ عرب ، رك : جمهرة انساب العرب ، ص 420 . - م .