تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
( 1 ) هشام بن محمد از عبد الله بن يزيد بن روح بن زنباع ، از پسر قيس بن ناتل جذامى نقل مىكند كه مىگفته است * مردى از خاندان بنى نفاثة از قبيلهء جذام به نام فروة بن عمرو بن نافرة كسى را پيش رسول خدا فرستاد و ضمن اعلام مسلمانى خود استرى سپيد هم براى آن حضرت تقديم كرد ، فروة از طرف روميها استاندار سرزمينهاى عرب مجاور روم بود و محل حكومت او شهر معان و اطراف آن بود . چون خبر اسلام او به روميها رسيد ، احضارش كردند و به زندان انداختند ، و پس از مدتى بيرون آوردند تا گردنش را بزنند و او اين بيت را سرود : به سران و بزرگان مؤمنان پيام مرا برسان كه سراپاى وجودم تسليم فرمان مشيت الهى است . [ 1 ] گردنش را زدند و پيكرش را بر دار كشيدند .

نمايندگان مهرة

[ 2 ] على بن محمد قرشى با اسناد خود گويد * نمايندگان قبيلهء مهرة در حالى كه مهرى بن ابيض سرپرست ايشان بود به حضور پيامبر ( ص ) آمدند و مسلمان شدند ، پيامبر ( ص ) نسبت به ايشان محبت كرد و چنين فرمانى براى آنان صادر فرمود : اين نامه از محمد رسول خدا ( ص ) براى مهرى بن ابيض و ديگر مسلمانان قبيلهء مهرة است . هيچ كس نبايد به ايشان حمله و غارت برد و نبايد در مراتع ايشان بدون اجازه دامها را بچرانند ، و بر آنهاست كه احكام اسلام را بر پا دارند و هر كس از مسلمانى بگردد و تغيير آيين دهد همچون كسى است كه اعلان جنگ داده باشد ، هر كس كه ايمان آورد در پناه خدا و رسولش خواهد بود ، اموال گم شده بايد به صاحب آن مسترد گردد ، و چهارپايان را نبايد از آشاميدن آب منع كرد ، منظور از تفث هر گناهى است و مقصود از رفث هر كار زشت و تباهى است . [ 3 ] اين نامه را محمد بن مسلمه انصارى نوشت .
هامش
[ 1 ] .ابلغ سراه المؤمنين بانّنى * سلم لربّى اعظمى و مقامى[ 2 ] . مهرة ، قبيله‌يى از قضاعه و به پرورش شتران تندرو معروف بودند . - م . [ 3 ] . با توجه به توضيحات و حواشى نهاية الارب ترجمه شد ، رك : ج 18 ، ص 117 . - م .