( 1 ) و كمترين آن پنج وقيه ، و به سرزمينهاى خود برگشتند .
سپس گروهى ديگر از ايشان به مدينه آمدند و همراه رسول خدا حج گزاردند و تا هنگام رحلت رسول خدا ( ص ) در مدينه بودند و پيامبر ( ص ) براى ايشان فرمانى صادر فرمود كه صد شتروار از محصول دهكدهء كتيبهء خيبر به طور مستمر ساليانه به آنها پرداخت شود و آنها اين سهم خود را در زمان معاويه فروختند .
هشام بن محمد كلبى از عمرو بن هزّان بن سعيد رهاوى ، از قول پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * مردى از ما به نام عمرو بن سبيع به حضور پيامبر ( ص ) آمد و مسلمان شد و رسول خدا ( ص ) براى او پرچمى بست و او روز جنگ صفين همراه آن پرچم در سپاه معاويه بود . گويد ، اين شخص در مورد آمدن خود به حضور پيامبر ( ص ) اين اشعار را سروده است :
اى رسول خدا مركوب خود را به سوى تو تاختم و كويرها را يكى پس از ديگرى پيمود ، مركوبى چون كشتى كه آن را بر صحراى آكنده از سنگ شبانه مىراندم ، گاه بر روى دستها و گاه روى پاهايش برمىخاست ، مىگفتم آسودگى نخواهى داشت تا هنگامى كه بر درگاه پيامبر هاشمى موفق مقيم شوم ، فقط در آن صورت است كه از طى مسافات و راهپيماييهاى پيوسته آزاد و آسوده خواهى شد . [ 1 ]
نمايندگان غامد
محمد بن عمر واقدى از قول گروهى از دانشمندان نقل مىكند كه گفتهاند * نمايندگان غامد [ 2 ] كه ده نفر بودند در ماه رمضان [ 3 ] به مدينه آمدند ، نخست در بقيع غرقد فرود آمدند
هامش
[ 1 ] .اليك رسول الله اعملت نصّها * تجوب الفيافى سملقا بعد سملق
على ذات الواح اكلّفها السّرى * تخبّ برحلى مره ثم تعنق
فمالك عندى راحة او تلجلجى * بباب النبىّ الهاشمىّ الموفّق
عتقت إذا من رحلة ثم رحلة * و قطع دياميم و همّ مؤرّق[ 2 ] . غامد ، نام طايفهء بزرگى از قبيلهء ازد يمن كه به نام جدّ خود غامد معروفند و گويند چون او گناه گنهكاران را پوشيده نگه مىداشت به اين لقب معروف شده است . - م .
[ 3 ] . هر چند ، سال آمدن ايشان ذكر نشده ولى احتمالا سال دهم هجرت است . - م .