تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
( 1 ) مردم منطقهء هضب و ساكنان تپه ماهورها كه همه از همدانىها بودند و مسلمان شده بودند ، فرمانى صادر فرمود . [ 1 ]

نمايندهء سعد العشيرة

هشام بن محمد از ابو كبران مرادى ، از يحيى بن هانى بن عروة ، از عبد الرحمن بن ابى سبرة جعفى نقل مىكرد * چون قبيلهء سعد العشيرة ظهور پيامبر ( ص ) را شنيدند ، مردى از ايشان به نام ذباب كه از خاندان بنى انس الله بن سعد العشيرة بود ، برجست و بت قبيله را كه نامش فرّاض بود درهم شكست و به حضور پيامبر ( ص ) آمد و مسلمان شد و اين ابيات را سرود : چون رسول خدا براى راهنمايى آمد از او پيروى كردم و بت فرّاض را در خوارى و پستى فرو گذاشتم ، حمله سختى بر آن بت كردم و رهايش ساختم ، گويى هرگز نبوده است و روزگار حادثه آفرين است ، چون ديدم خداوند دين خود را آشكار ساخت و رسول خدا مرا فرا خواند ، پاسخ مثبت دادم ، آرى تا هنگامى كه زنده باشم اسلام را يارى مىكنم و سراپاى وجودم را بر آن فرو مىافكنم ، چه كسى از من به سعد العشيرة پيام مىبرد كه من چيزى را كه پايدار است با چيزى كه فانى و نابود مىشود خريدم ؟ [ 2 ] هشام از پدرش ، از مسلم بن عبد الله بن شريك نخعى ، از پدرش نقل مىكند * عبد الله بن ذباب انسى مردى ثروتمند و در جنگ صفين همراه و از اصحاب على ( ع ) بوده است .
هامش
[ 1 ] . متن فرمان رسول خدا ( ص ) در منابع ديگر آمده است ، رك : نهاية الارب ، ج 18 ، ص 14 و ترجمهء آن به قلم نگارنده . - م . [ 2 ] .تبعت رسول الله اذ جاء بالهدى * و خلّفت فرّاضا بدار هوان شددت عليه شدة فتركته * كان لم يكن و الدّهر ذو حدثان فلمّا رايت اللّه اظهر دينه * اجبت رسول الله حين دعانى فاصبحت للاسلام ما عشت ناصرا * و القيت فيها كلكلى و جرانى فمن مبلغ سعد العشيرة اننى * شريت الذى يبقى به آخر فان ؟