تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
( 1 )

نمايندهء عنس

هشام بن محمد بن سائب كلبى از قول ابو زفر كلبى ، از قول مردى از طايفهء عنس بن مالك كه از قبيلهء بزرگ مذحج هستند ، نقل مىكرد كه مىگفته است * مردى از ما به حضور پيامبر ( ص ) آمد ، رسول خدا مشغول غذا خوردن بود ، او را هم به غذا دعوت فرمود ، و چون غذا تمام شد پيامبر ( ص ) رو بر او كرد و فرمود : آيا گواهى مىدهى كه پروردگارى غير از خدا نيست و محمد ( ص ) بنده و فرستادهء اوست ؟ گفت : آرى و شهادت بر زبان آورد . پيامبر ( ص ) پرسيد : آيا به آرزو و طمع آمده‌اى يا از ترس ؟ گفت : اما آرزو و طمع كه چندان مال و ثروتى در دست تو نيست و اما ترس هم من در سرزمينى زندگى مىكنم كه لشكريان تو آن جا نمىرسند ، ولى از خدا ترسيدم و به من گفته شد به خدا ايمان بياور و ايمان آوردم . پيامبر ( ص ) به حاضران رو كرد و فرمود : بسيارى از خطيبان از عنس خواهند بود . آن مرد مدتى در مدينه ماند و سپس براى بدرود به حضور رسول خدا آمد ، پيامبر فرمود ، برو و به او زاد و توشهء سفر داد و گفت : اگر احساس ناراحتى كردى به نزديك‌ترين دهكده برو . او بيرون آمد و ميان راه احساس درد و ناراحتى كرد و به نزديك‌ترين آبادى پناه برد و همان جا درگذشت ، خداى او را رحمت كناد نامش ربيعه بوده است .

نمايندگان دارىها

[ 1 ] محمد بن عمر واقدى از محمد بن عبد الله ، از زهرى ، از عبيد الله بن عبد الله بن عتبه ، و هشام بن محمد كلبى از عبد الله بن يزيد بن روح بن زنباع جذامى ، از پدرش برايم نقل كردند * به هنگام بازگشت پيامبر ( ص ) از تبوك نمايندگان دارىها كه ده نفر بودند به حضور پيامبر ( ص ) آمدند ، تميم و نعيم دو پسر اوس بن خارجة بن سواد بن جذيمة بن درّاع بن عدىّ بن دار بن هانى بن حبيب بن نمارة بن لخم ، و يزيد بن قيس بن خارجة ، و فاكه بن نعمان بن جبلة بن صفارة بن [ 2 ] ربيعة بن درّاع بن عدىّ بن دار ، و جبلة بن مالك بن صفارة ، و ابو هند
هامش
[ 1 ] . منسوب به جدّ خود دار بن هانى بن نماره بوده‌اند . - م . [ 2 ] . در روايت هشام بن محمد صفار آمده است . - م .