( 1 ) خويشاوندان غسانى او نقل مىكرد كه مىگفتهاند * سه نفر در ماه رمضان سال دهم در مدينه به حضور پيامبر ( ص ) رسيديم و در خانهء رمله دختر حارث منزل كرديم . گويد ، در آن هنگام بيشتر ، بلكه تمام قبايل عرب به رسول خدا ( ص ) گرويده بودند و ما با خود گفتيم آيا بايد ما بدترين عرب باشيم ، و ما به همين سبب به حضور رسول خدا رسيديم و مسلمان شديم و او را تصديق كرديم و گواهى داديم كه آنچه آورده است بر حق است و در عين حال نمىدانستيم كه آيا قوم ما از او پيروى خواهند كرد يا نه . رسول خدا ( ص ) به آنها جوايزى داد و ايشان به سرزمين خود برگشتند و چون پيش قوم خود آمدند ، قوم پاسخ موافق ندادند و ايشان اسلام خود را پوشيده مىداشتند و دو نفر از ايشان در حالى كه مسلمان بودند در گذشتند و يكى از ايشان در سال جنگ يرموك پيش عمر بن خطاب آمد و ابو عبيده جراح را ديد و او را از اسلام خود آگاه ساخت و ابو عبيده او را گرامى مىداشت .
نمايندگان حارث بن كعب
محمد بن عمر واقدى از قول ابراهيم بن موسى مخزومى ، از عبد الله بن عكرمة بن عبد الرحمن بن حارث ، از پدرش نقل مىكرد * پيامبر ( ص ) در ماه ربيع الاول سال دهم هجرت خالد وليد را همراه چهار صد نفر از مسلمانان به سوى قبيلهء بنى حارث بن كعب به يمن گسيل فرمود و دستور داد ايشان را به اسلام دعوت كند و پيش از شروع جنگ دعوت خود را سه مرتبه تكرار كند ، خالد چنان كرد و از آن ميان افراد خاندان بلحارث بن كعب دعوت خالد را پذيرفتند و مسلمان شدند و خالد هم ميان ايشان فرود آمد و به آنها قرآن و شرايع و احكام و سنن پيامبر ( ص ) را آموزش داد و در اين باره نامهيى براى رسول خدا نوشت و همراه بلال بن حارث مزنى فرستاد و ضمن آن خبر داد كه از چه سرزمينهايى گذشته است و بنى حارث هم به اسلام گرويدهاند . پيامبر ( ص ) دستور فرمود براى خالد بنويسند كه ايشان را مژده و بيم بده و همراه نمايندگانشان بيا . خالد همراه نمايندگان ايشان آمد و از جمله قيس بن حصين ذو الغصّة و يزيد بن عبد المدان و عبد الله بن عبد المدان و يزيد بن محجّل و عبد الله بن قراد و شدّاد بن عبد الله قنانى و عمرو بن عبد الله بودند ، خالد آنها را در منزل خود خانه داد و سپس با ايشان به حضور پيامبر ( ص ) آمد . فرمود : اينها كيستند كه گويى چون مردان هندويند ؟ گفته شد بنى حارث بن كعب هستند . آنان به رسول خدا سلام