( 1 ) كرد : پروردگارا او را بيامرز و رحمت فرماى و دلش را بىنياز گردان ، و دستور فرمود جايزهء او را هم به اندازهء ديگران پرداختند . و ايشان همگى به سرزمين خود برگشتند ، آنان در مراسم حج سال دهم هجرت در منى به حضور پيامبر آمدند و آن حضرت از ايشان دربارهء آن نوجوان سؤال فرمود گفتند : هيچ كس را چون او نديدهايم كه به هر چه خداوند روزيش دهد قانع و خشنود باشد . فرمود : اميدوارم همهء ما در اين حالت بميريم .
نمايندگان خولان
محمد بن عمر واقدى از قول گروهى از دانشمندان نقل مىكرد * ده نفر به نمايندگى از قبيلهء خولان در شعبان سال دهم به حضور پيامبر ( ص ) آمدند و گفتند : اى رسول خدا ما به خدا و رسولش مؤمن و گواهيم و از طرف افراد ديگر قوم خود هم هستيم و براى رسيدن به حضور تو بر پهلوى شتران بسيار تازيانه زدهايم - كنايه از اينكه راهى بسيار پيمودهايم . پيامبر ( ص ) پرسيد : عمّ انس [ 1 ] در چه حال است ؟ و اين نام بت و بتخانهء ايشان بود . گفتند : مانند بيماران گرفتار به جرب و گر در بدترين حال است ، خداوند متعال به عوض آن احكام و دستورهايى را كه تو آوردهاى به ما عنايت فرموده است و همين كه به آنجا برگرديم ويرانش خواهيم كرد . آن گاه دربارهء مسائلى از امور دينى خود پرسشهايى كردند كه پاسخ فرمود و دستور داد كسى مأمور باشد به آنان قرآن و احكام را بياموزد ، و آنها را در خانهء رملة دختر حارث فرود آوردند و دستور به پذيرايى از ايشان داده شد . پس از چند روزى براى خداحافظى و بدرود به حضور پيامبر آمدند ، دستور داد به هر يك از ايشان دوازده و نيم وقيه پاداش دهند و پيش قوم خود برگشتند و پيش از آنكه بارهاى خود را بگشايند ، عمّ انس را ويران كردند و آنچه را رسول خدا بر ايشان حرام فرموده بود ، حرام مىدانستند و آنچه را حلال فرموده بود ، حلال مىدانستند .
هامش
[ 1 ] . نام اين بت در ص 43 كتاب الاصنام به صورت عميانس ضبط شده است ، مردم خولان قسمتى از محصول كشاورزى و دامهاى خود را به او اختصاص مىدادهاند . - م .