( 1 ) پيامبر آورد ديدم كه صليبى زرين بر گردن و جامهء ديبا بر تن داشت . محمد بن عمر مىگويد ، از نامهيى كه پيامبر ( ص ) براى مردم اذرح نوشته بود نيز رونوشتى تهيه كردم و آن نامه چنين بود :
به نام خداوند بخشندهء مهربان اين نامهيى از محمد نبى ( ص ) است براى مردم اذرح كه ايشان در امان خدا و امان رسول خدايند و بر عهدهء ايشان است كه ساليانه يكصد دينار در ماه رجب به طور كامل و با خرسندى بپردازند و خداى كفيل ايشان است و بايد نسبت به مسلمانان نكوكار و خير خواه باشند و هر كس از مسلمانان از ترس و بيم دشمن به ايشان پناه ببرد بايد با او نكوكارى كنند ، و ايشان فعلا در امان هستند تا آنكه پيامبر ( ص ) پيش از خروج از تبوك براى ايشان دستورى صادر كند .
گويد ، رسول خدا ( ص ) براى اهل ايله كه سيصد نفر بودند ساليانه سيصد دينار جزيه تعيين فرمود .
گويد ، پيامبر ( ص ) براى اهل جرباء و اذرح فرمانى صادر فرمود كه چنين بود :
اين نامهيى از محمد ( ص ) نبى است براى اهل جربا و اذرح كه ايشان در امان خدا و امان محمدند و بر عهدهء ايشان است كه در هر ماه رجب صد دينار كامل بپردازند و خداوند كفيل بر ايشان است .
گويد ، رسول خدا ( ص ) براى اهل مقنا فرمانى صادر فرمود كه ايشان در امان خدا و امان محمدند و بر عهدهء ايشان است كه يك چهارم پارچههاى بافته شده و يك چهارم ميوههايشان را بپردازند .
محمد بن عمر واقدى از ابن ابى ذئب ، از قول صالح غلام تومه نقل مىكرد * پيامبر ( ص ) با اهل مقنا صلح فرمود مشروط بر آنكه ايشان يك چهارم ميوهها و يك چهارم بافتههاى خود را بپردازند .
واقدى مىگويد ، مردم مقنا يهوديان ساكن كنار دريا بودند و مردم جربا و اذرح هم يهودى هستند .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٧٧